113
آنكه كريم بن كريمست او
سوختۀ آتش بيمست او
سلسلهشان سلسلۀ من ذهب
هر يك از ايشان عجب من عجب
هر كه به آن سلسله پيوسته شد
از ستم حادثه وارسته شد
آنكه بود آل رسول امين
وقت عبادت بود احوالش اين
ما چه كسانيم و سگ كيستيم
ما نشناسيم كه ما چيستيم
غرّه شده بر عمل خويشتن
تكيه زده بر كرم ذوالمنن
بار خدايا به حق بيم او
كاورى آن بيم به ما هم فرو
كانچه به جز توست به يك سو نهيم
سوى حريم حرمت رو نهيم
رسيدن موسم حج
اى شده در كوى وفا معتكف
معتكف او تو ز روى شرف
باد ترا مژده كه موسم 1رسيد
از شب غم،صبح سعادت دميد
هفتم ذى الحجه شد اى ساربان 2
ناقه به رقص آر وحُدىٰ بر زبان
راه حدى را به زبان ساز ده
ناقه به رقص آور و پرواز ده
مهلت ايام تعلل نماند
فرصت هنگام تغافل نماند
مىرود از حدّ الَم انتظار
منتظران را پى ديدار يار
منتظرند اهل نظر سال و ماه
واله و حيران ز پى يك نگاه
خطبه ادا كرد خطيب عظام 3
زلزله افكند به بيت الحرام
فرش زمينها همه بر پاى شد
پاى ستونها همه از جاى شد
ناقه سراسيمه شد و شوقناك
مرده برآورد سر از جيب خاك