63ساختمان مسجد صرف شد،اسراف بوده در صدد برآمد معرقها و زينتهاى ديگر را بردارد ولى هنگامىكه هيأتى رومى از اين مسجد ديدن كردند و از عظمت و زيبايى آن در شگفت شدند،عمر بن عبدالعزيز از تصميم خود منصرف شد. 1س در اين زمان مسيحيان كه عمر بن عبدالعزيز را با رأفت و نرمى يافتند،از سختگيرىهايى كه وليد در حق آنان كرده بود،به وى شكايت بردند وخواستند كليساى خود را،كه در نيمى از مسجد اموى قرار داشت،بار ديگر بسازند.عمر بن عبدالعزيز نيز اگرچه به دادن چنين اجازهاى تمايل داشت ولى مسلمانان گفتند:مسجدى را كه ما در آن اذان گفته و نماز گزاردهايم مىخواهى تخريب كنى؟! در اين هنگام فقها و علما نيز مخالفت كردند و نزد مسيحيان وساطت كرده،گفتند:هر كليسايى كه در داخل و اطراف دمشق هست و مسلمانان آن را بهزور تصرف كردهاند،در اختيار مسيحيان قرار گيرد؛لذا ايشان از كليساى خود در مسجد اموى گذشتند و رضايت خود را به خليفه اعلام داشتند. 2
گفتنى است گرچه ساخت مسجد در دوران وليدبن عبدالملك هفت سال(68 تا 75ق.)طول كشيد،ولى همچنان نيمه تمام ماند و بقيۀ قسمتها را سليمان ب عبدالملك به پايان رسانيد.در طول قرون مختلف،تعميرات و توسعههايى در آن انجام شد،البته بر اثر چندين آتش سوزى،بسيارى از قسمتهاى آن در آتش سوخت كه به شرح آن خواهيم پرداخت.
اكنون جامع اموى پس از مختصر تعميراتى كه در اواخر حكمرانى مماليك؛يعنى تا قرن هشتم در آن صورت گرفته به همان حال باقىمانده است.صحن حياط و ديوارهاى آن از سنگهاى دوران مماليك و از سنگهاى بسيار بزرگ است.نيمى از ديوارههاى شمالى،شرقى و غربى از كليسا و معبد باقىمانده از دوران قبل از اسلام است و نيمۀ فوقانى ديوارهها در دورۀ وليد و دورههاى بعد افزوده شده است.وليد بر ديوارهها سقف بنا كرد و آن را بر ستونهاى سنگى به سبك گوتيك يا نعل اسبى استوار ساخت.در دورۀ