238تبوك در شبانگاه،تصميم بر باز كردن بند شتر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرفتند تا حضرت از شتر بيفتند و از دنيا بروند،ليكن خداوند از طريق وحى،حضرت را آگاه نمود و پيامبر نيز اين منافقان را با نام حذيفه كه نزديك ايشان بود،معرفى كرد. 1
بنابراين،بر خلاف پندار دكتر قفارى و ديگران،قرائت«جاهد الكفار بالمنافقين» اسطورهاى كه رافضه ساخته باشند و يا از زندقه و الحاد حكايت كند و در نهايت«تقيه»را نتيجه دهد،نيست.
دو:دومين بهانه براى كوبيدن طبل تقيه،تشبث به ديدگاه دو تن از محدثان شيعى دربارهى ديدگاه أساطين از قدماى شيعه(يعنى شيخ صدوق،سيد مرتضى،شيخ طوسى و شيخ طبرسى رحمهم اللّه)دربارهى سلامت قرآن از تحريف است.سخن اين دو تن بهانهاى براى سلفيان شده تا از آن براى اثبات نيت سوء خود استفاده كنند،بدون آن كه به رسوايى زاييده از آن در حق خودشان پىبرند.محدث جزائرى مىگويد:
تصريح سيد مرتضى و شيخ صدوق و شيخ طوسى دربارهى سلامت قرآن از تحريف...به خاطر مصالحى بوده كه از جملهى آنها بستن طعن بر آنان دربارهى قرآن است،چون ممكن بود به آنان گفته شود با قول به تحريف چگونه به قواعد و احكام اين قرآن عمل مىكنيد. 2
محدث نورى نيز در اين زمينه مىنويسد:
كسى كه در تفسير تبيان شيخ طوسى درنگ كند،خواهد ديد شيوهى شيخ در اين تفسير بر مبناى سازش و مماشات با مخالفان است؛ ازاينرو در تفسير آيات تنها به نقل كلام حسن و قتاده و ضحاك و سدى...اكتفا مىكند؛بنابراين احتمال دارد ديدگاه شيخ طوسى در مقدمهى اين تفسير،بر نفى تحريف قرآن،به خاطر