229منابع خود را از جنس«قرائتها»و يا«نسخ التلاوة»مىدانند و منكر هر نوع روايت تحريف نما در منابع خود مىشوند. 1در بررسى نظريهى نسخ التلاوة گفتيم كه اين نظريه در مقام ثبوت،قابل دفاع است؛اما در مقام تطبيق با موارد و مصاديق آن،با دشوارىهاى جدىاى روبهروست.چالشهايى كه از چشم پژوهشگران اهل سنت پنهان نمانده است.
از جمله مناقشات اهل سنت به اين نظريه،چنين بود:
الف)اين احاديث أخبار آحادند.بديهى است هرگز نمىتوان با خبر واحد،آيهاى از آيات قرآن و يا نسخ آن را اثبات كرد.
ب)آيات نسخشدهاى كه در مضامين اين اخبار به چشم مىخورند،با آيات قرآن سنخيتى ندارد.روشن است آياتى كه به عنوان«منسوخ التلاوة»تلقى مىشوند،بايد مانند آيات ديگر قرآن از اوصاف و ويژگىهاى قرآن از نظر اسلوب و جهات فصاحت و بلاغت در حد اعجاز باشند؛چون بنابراين نظريه آنها نيز وحى قرآنى بوده و سپس نسخ شدهاند؛ليكن آيات مزعومه،از اين جهات تهى و در آنها اضطراب و اختلاف فراوان است و اين حكايت از بيگانگى آنها با آيات وحى دارد.
ج)نسخ آيات به عصر نزول وحى اختصاص دارد؛ليكن لحن برخى از اين اخبار از نسخ پس از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و انقطاع وحى خبر مىدهد.
افزون بر اينها،هرگز راويان اين اخبار از نسخ آنها سخنى نگفتهاند و در متن اين اخبار نيز نشانى از نسخ نيست.با اين همه،گروه زيادى از اهل سنت با ابداع نظريهى نسخ التلاوة،از اين احاديث دفاع مىكنند و حتى برخى از آنان گامى فراتر نهاده،مىگويند:
هركس نسخ التلاوة را باطل بداند،پروردگار جهان را تكذيب كرده است. 2
آية اللّه خويى،بر اساس همين مناقشات،به شدت بر اين نظريه خرده گرفته و آن را با گرايش به تحريف قرآن يكسان مىداند.ايشان مىگويد: