181
naroK eht ot)noitidda haihS (227,111(1913) dlroW melsoM( اين موارد بيانگر تداوم انديشهى شيعه دربارهى وجود تحريف در نص قرآن عثمانى[ قرآن موجود ]است. 1
گلدزيهر چنين وانمود مىكند كه سورهاى را كه دىتاسى و كاظم بيك منتشر كردهاند،در جوامع شيعى متداول است و اين دو سوره غير از آن دو سورهاى است كه در نسخهاى از قرآن يافت شده است.وى بدون ارائهى هيچگونه مدركى ادعا مىكند در انديشهى شيعه دستاندركاران تدوين مصحف عثمانى اين سورهها را به خاطر آن كه مشتمل بر فضايل على است از قرآن برانداختهاند!
پرسشهايى كه در اينجا بايد به آنها پرداخته شود از اين قرارند:
-منبع مورد استناد گارسان دىتاسى و كاظم بيك دربارهى اين دو سوره چه بوده است؟
-آيا دو سورهاى كه گارسان دىتاسى و كاظم بيك نقل كردهاند غير از آن دو سورهى ولايت و نورين است؟
-آيا كليرتسدال-كه گلدزيهر مىگويد تمام موارد ادعا شده در مورد تحريف قرآن را يكجا آورده-از سورههاى ساقطه چيزى جز همان دو سوره را نقل كرده است؟
پاسخ به اين پرسشها را مىتوان با مراجعه به خود منابعى كه گلدزيهر ياد كرده است،يافت.
در سال 1842 م براى نخستين بار گارسن دىتاسى در مجلهى آسيايى متن عربى و ترجمهى سورهى نورين را به زبان فرانسه منتشر كرد. 2وى منبع اين سوره را اثرى فارسى از قرن هفدهم ميلادى[ يازدهم قمرى ]به نام دبستان مذاهب نوشتۀ يك ايرانى زردشتى ساكن هند،ياد مىكند. 3در سال بعد،يعنى 1843 م در همان مجله ميرزا اسكندر