178يا أيها الرسول قد جعلنا لك فى أعناق الذين آمنوا عهدا فخذه و كن من الشاكرين؛اى پيامبر،ما براى تو بر عهدهى مؤمنان عهد و پيمانى قرار داديم؛آن را بگير و از شاكران باش.
چگونه پيامبر عهدى را كه به عهدهى مؤمنان و در اراده و اختيار آنان است،اخذ كند و شاكر آن باشد!!شايد اين عبارت با تقليد از آيهى شريفهى 144 سورهى اعراف ساخته شده كه در آن خطاب به موسى عليه السّلام مىفرمايد:
...يٰا مُوسىٰ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النّٰاسِ بِرِسٰالاٰتِي وَ بِكَلاٰمِي فَخُذْ مٰا آتَيْتُكَ وَ كُنْ مِنَ الشّٰاكِرِينَ وَ كَتَبْنٰا لَهُ فِي الْأَلْوٰاحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ...
در اين آيات دستور خداوند به گرفتن الواح و سپاسگزارى موسى عليه السّلام به خاطر نعمت اعطاى تورات به ايشان است كه قابل درك است و معناى معقولى دارد.
باز در بندى ديگر مىگويد:
إن عليا قانت في الليل ساجد يحذر الآخرة و يرجوا ثواب ربه قل هل يستوى الذين ظلموا و هم بعذابى يعلمون؛به درستى كه على در شب قانت است و سجده مىگزارد و از آخرت مىهراسد و اميد به پاداش پروردگارش دارد.بگو آيا آنان كه ستم كردند و آنان به عذاب من آگاهاند مساوىاند!
در اينجا عبارت«هل يستوى الذين ظلموا»چه جايگاهى دارد؟و مناسبت آن با ادامهى عبارت چيست؟شايد كسى كه اين عبارات را ساخته،آيات 11 و 12 سورهى زمر در ذهنش بوده است كه در آخرش مىگويد: هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ و مىخواسته از اين آيه الگوبردارى كند،بدون آن كه به سبك و سياق آن آشنا باشد؛غافل از اين كه اين آيه در مقام استفهام انكارى است.قرآن در مقام مقايسهى آنان كه براى خداوند از روى جهل و عناد شريك قرار دادند تا مردم را از راه بيرون برند و كسانى كه در شبانگاه در پيشگاه خداوند فروتنى دارند و چشم اميد به رحمت او دوختهاند،مىفرمايد: هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ اما در عبارات