171بگذاريم و از تفاوت در شكل اداى كلمات با متن آنها چشمپوشى كنيم،چگونه مىتوان به اين نتيجهى شگفتانگيز تن داد و اعجاز قرآن موجود را ساقط كرد.در اين صورت سند رسالت باطل شده،تحدى قرآن لغو مىشود و بايد بتوان مانند قرآن آورد.آيا اين نوع داورىها با آيات متعدد در زمينهى تحدى قرآن مخالف نيست؟ 1آيا تاكنون كسى توانسته است مانند قرآن بياورد؟خود محدث نورى هم مىگويد:
افزودن سوره يا تبديل سورهاى از قرآن به سورهى ديگر ممتنع است؛چون خداوند مىفرمايد وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمّٰا نَزَّلْنٰا عَلىٰ عَبْدِنٰا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ... ؛«اگر در آن چه بر بندهى خود نازل كردهايم شك داريد، سورهاى مانند آن بياوريد...»بلكه افزودن آيه و تبديل آيهاى به آيهى ديگر نيز امكانپذير نيست. 2
به هر حال،شايد همين تناقضها و نيز تشبثهاى محدث نورى به اخبار ضعيف، كه نوعا دلالتشان بر مراد وى ناكافى است،وى را در گرايش به تحريف،تنها قرار داده است؛همانطوركه خودش نيز به آن معترف است 3.
9.در ردّ كتاب فصل الخطاب و نقد ديدگاههاى محدث نورى چه كتابهايى نوشته شده است؟
دانشمندان اماميه همواره بر تحريفناپذيرى قرآن استدلال كرده،در برابر تحريفگرايى واكنشهاى تندى نشان دادهاند؛كه در بخش اول ديدگاههاى آنان را ملاحظه كرديد.آنان به ويژه در يك قرن اخير و پس از تأليف فصل الخطاب ميرزا حسين نورى(م.1320 ق.)به پژوهشهاى گسترده و همهجانبهاى در اثبات سلامت قرآن از تحريف و ردّ افتراها و ابطال پندارها دست زدهاند كه از جملهى آنها مىتوان به