111سينهها و كتابها به صورت گسترده در آفاق منتشر شده بود و هرگز امكان جمعآورى و دست بردن در آن نبود،آن هم با احترام و قداست ويژهاى كه قرآن نزد مسلمانان داشت كه نسبت به كوچكترين تغيير در آن حساسيت فوقالعاده نشان مىدادند.
ج)اگر اين تغييرات براى اصلاح خطاى كاتبان وحى،يا به هر دليل ديگر،صورت پذيرفته باشد،بايد در مورد كلماتى كه طبق احاديث صحابه و تابعين حكايت از لحن و خطا در نگارش قرآن مىكنند و سزاوارتر به تغييرند(-پرسش 36)به كار رفته باشد،در حالى كه چنين نيست.
د)هم اكنون در لابهلاى سخنان افرادى از صحابه و تابعين كه پيش از حجاج زندگى مىكردند،همين آياتى كه ادعا مىشود در برخى از كلماتشان تغيير دادهاند، وجود دارد.الفاظ اين آيات مانند الفاظ قرآن موجود است،نه مانند آنچه گفته مىشود كه پيش از تغيير دادن حجّاج آن گونه بوده است.شايد در مصحف شخصى حجّاج چنين نابسامانىهايى بوده و وى آنها را از روى ديگر مصاحف تغيير داده است،ولى ديگران به عمد،براى كاستن از منزلت قرآن و يا به اشتباه،به تمام مصاحف نسبت دادهاند.
41.احاديثى كه گفته مىشود دلالت بر تحريف به نقيصه دارند كداماند؟
اين احاديث در مصادر اهل سنت زيادند كه در اينجا به تعدادى از آنها در طى چند بند اشاره مىشود:
الف)اسقاط دو سورهى«حفد»و«خلع»از قرآن
ابن الضريس،محمد بن ايوب(م.294.ق)در كتاب فضائل به نقل از حماد مىنويسد:
در مصحف أبىّ بن كعب دو سوره بدين صورت بود:بسم اللّه الرحمن الرحيم اللهم إنا نستعينك و نستغفرك و نثني عليك الخير و لا نكفرك و نخلع و نترك من يفجرك.
اللهم إيّاك نعبد و لك نصلي و نسجد و اليك نسعى و نحفد و نخشى عذابك و نرجو