59عمره و سپس حج را بجاى بياورد و اين حج تمتع ناميده مىشود كه عمرۀ در آن اوّلين جزء شمرده مىشود، و ديگر عمرۀ مفرده واجب نمىگردد گرچه استطاعت آن را دارا باشد.
به عبارت ديگر وظيفۀ شخص نزديك، حج إفراد و عمره مفرده است كه در آن ابتدا حج و سپسبنابر احتياطعمره انجام داده مىشود. ولى وظيفۀ شخص دور، حج تمتع است كه ابتدا عمره و سپس حج را بجاى مياورد. بنابر اين صحت إفراد به عمرۀ مفرده بستگى ندارد و لذا يك عبادت شمرده نمىشود بلكه دو عبادت مستقل مىباشد و بطلان هر يك مستلزم بطلان ديگرى نيست، در حاليكه صحت حج تمتع به صحت عمره تمتع بستگى دارد، و لذا يك عبادت شمرده مىشود، بنابر اين بطلان هر يك مستلزم بطلان ديگرى مىباشد.
مسأله 177- در حج مستحبى انسان بين حج تمتع و إفراد و قران مخيّر استچه نزديك باشد و چه دورگرچه حج تمتع بهتر مىباشد. البته اگر نخواهد عمره را در غير موسم حج بجا آورد، لازم است عمرۀ مفرده باشد و نمىتواند عمرۀ تمتع را در غير ماههاى حج بجا آورد.
مسأله 178- انسان مىتواند در هر ماه قمرى فقط يك عمره از طرف يك شخصچه خودش و چه ديگرىبجاى آورد. پس اگر آخر ماه عمره را انجام داده باشد، جايز است كه عمره ديگر را در اوّل ماه بعدى بجاى آورد. بنابر اين در يك ماه نمىتواند دو عمره از طرف شخص واحد انجام دهد چه از طرف خودش و يا از طرف ديگرى،