99جمله چشمهاى بود به نام عين البحير و چشمهاى به نام عين ابى نيزر.و چشمهاى به نام عين نولا كه امروزه آن را العدر خوانند.گويند اين چشمه را على به دست خود برآورده است و در آنجا مسجدى است از آن پيامبر.در آن هنگام كه براى رويارويى با قريش به ذو العشيره مىرفت در آنجا نماز خواند.
بعضى از اين چشمهها در دست مردم ديگر است.گويند واليان صدقه آنها را به ايشان واگذار كردهاند.كسانى كه اين چشمهها در دست آنهاست معتقدند كه ملك آنهاست جز عين نولا كه خالصه است مگر چند نخل كه در دست زنى است به نام بنت يعلى از موالى على بن ابى طالب-ع-
على-ع-در ينبع بغيبغات را به وجود آورد و آن چند چشمه است.يكى از آنها«خيف الاراك»است و يكى«خيف ليلى»و چشمهاى به نام«خيف بسطاس»(يا نسطاس).در آنجا نخلستان و چشمهسارهاست.
بغيبغات از كارهاى على-ع-است كه آن را تصديق نمود و همچنان از صدقات او بود تا آنگاه كه حسين بن على-ع-آن را به عبد الله بن جعفر بن ابيطالب داد تا از خرماى آن سود برد و دين خود بپردازد و از آن هزينه كند تا دخترش را به يزيد بن معاوية بن ابى سفيان به زنى ندهد.عبد الله آن املاك را به معاويه فروخت تا آنگاه كه بنى هاشم صوافى را بگرفتند.
پس عبد الله بن حسن بن حسن از ابو العباس سفّاح در زمان خلافتش آن را طلب كرد.
ابو العباس آن را جزء صدقات على-ع-قرار داد.پس ابو جعفر منصور در زمان خلافت خود آن را بازپس گرفت.چون مهدى عباسى به خلافت نشست حسن بن زيد در اين باب با او سخن گفت و ماجرا را شرح داد.مهدى به زفر بن عاصم هلالى كه والى مدينه بود نوشت تا آن را با صدقات على-ع-به او بازگرداند.على-ع-را ملك ديگرى بود در ينبع بر سر چشمهاى به نام«عين الحدث»و نيز ملك ديگرى بر سر آبى موسوم به عصيبه كه آن نيز در ينبع بود. 1
هجرى معلومات ديگرى تحت عنوان«صدقات على-ع-در ينبع»به دست مىدهد.
و به روايت از موسى بن عبد الله اصغر گويد:
اراك كه به دست عبد الله بن حسن بود و اما كشش و خيف ليلى و نيز روضه و معلات