496اما ماجلين،ازرقى گويد:رشيد فرمان داد كه چشمههايى از چشمههاى معاويه را از نو به آب اندازند و همه را به يك چشمه انداخت و آن را رشا مىگفتند.اين آب در ماجلين مىريخت كه از آندو آن كه معلاة بود به رشيد تعلق داشت.سپس به بركهاى كه نزد مسجد الحرام بود مىريخت. 1
بستان عوف بن مالك در سمت محلۀ كريزيان بود،معاويه آن را از ايشان خريد. 2
ثنيّة المقبره را كداء مىگفتند و آن عقبۀ صغرى است در علياى مكه.از آنجا به گورستان مكه و ابطح سرازير شوند.مردم مكه آنجا را هم حجون مىگويند و اين حجون دوم است.
از ثنيّة كداء به ذو طوى فرود مىآيند.و اين همان جايى است كه در روز فتح مكه قيس بن سعد بن عباده از آنجا وارد مكه شد و از همينجا پيامبر-ص-به مدينه مهاجرت كرد. 3
در كداء شعب ارنى است.و اين ثنيّه در حق آل اسود است.مشرف بر شعب ارنى و كداء جبل الابيض است كه آن هم بر فلق ابن زبير و ملك ابو لهب و ملك ابراهيم بن محمد بن خلف مشرف است. 4
در ثنيّة كداء زمين بنى عدىّ است در جانب راست كسى كه از مكه به ملك شافعيان مىرود،كه در رأس كداء است.و در طرف چپ حقى است از آن آل ابى طرفه كه از هذيليان هستند.اين اراضى در رأس كداء است و دار الاراكه آنجاست.
در همين طرف چپ زمينهايى است كه چندان معروف نيستند از آن كثير بن صلت كندى كه سابقا از آن آل جحش بن رئاب اسدى بوده است. 5
قرن ابو الاشعث نيز مشرف بر كداء است در طرف راست كسى كه از مكه خارج مىشود.و آن از جبل الاحمر است.آن را به نام مردى از بنى اسد بن خزيمه موسوم به كثير بن عبد اللّه بن بشر مىخوانند. 6