489ميان دار العجله و ديوار مسجد مىگذشت.دو كوه ديلمى و شيبه را در عصر جاهلى واسط مىناميدند. 1
بنى عبد الدار را كويى بود بر جبل شيبه در پشت خانۀ عبد الله بن مالك و تا سراى ازرق بن عمرو امتداد داشت.
سراى ازرق جنب سراى طلحة بن ابى داود حضرمى بود.كه در جنب آن خانۀ حفصه به نام دار الزّوراء قرار داشت و آن نزد در خانۀ ازرق بود.از پيش از اسلام آن كوى متعلق به آنها بوده است. 2
در جانب ديگر سراى طلحه،سراى عتبة بن فرقد سلمى است.از بناهاى مروه خانۀ خطاب بن نفيل بود كه بعد از آن عمر بن خطّاب شد.عمر آن را خراب كرد تا براى فرود آمدن حاجيان و خوابانيدن اشترانشان،ميدانگاهى ترتيب دهد.اين خانه ميان خانۀ مخرمه و خانۀ وليد بن عتبه بود.خانۀ مخرمة بن نوفل به عيسى بن على بن عبد الله بن عباس رسيد.
ابو بحر مجوسى در سال 161 بناى آن را تجديد كرد و سقفى نيكو زد و درهايى نيكو نهاد. 3
در مروه بود خانۀ عمر بن عبد العزيز.اين خانه را رمله دخت عبد الله بن عبد الملك بن مروان،زوجۀ عبد الواحد بن سليمان بن عبد الملك بن مروان خريد و وقف كرد كه حاجيان در آن سكونت كنند يا آنان كه به قصد عمره به مكه مىآيند.در دهليز اين خانه،براى مسافران همواره نوشيدنيهاى گوارا وجود داشت تا مسافران در موسم حج بنوشند.
ازرقى گويد: 4معاوية بن ابى سفيان در مكه خانههايى ساخت؛از جمله شش خانه در كنار هم بود بدون فاصله.و آنها عبارت بودند از:
1-دار البيضاء در مروه كه از گچ ساخته شده بود و از اينرو سراسر سفيد بود.
2-جدر الرّقطاء،كه ديوارهاى آن با آجر سرخ و گچ بنا شده بود.و رقطاء به معناى خال خالى است.
3-دار المراجل در كنار رقطاء.از آن جهت آن را بدين نام مىخواندند كه معاويه در آنجا ديگهاى مسين نهاده بود تا در زمان حج براى حاجيان و در ماه رمضان طعام پزند.مراجل به