443عيسى را روى دامن دارد و از سعى بين اساف و نائله پيش از اسلام،همچنين اخبار ذوقار را از ابن شبّه نقل كرده و اين موضوع را كه:نه دجّال وارد مدينه مىشود و نه طاعون به مدينه مىآيد. 1
ابن ظهيره نيز روايت ابن شبّه را در باب وسعت دادن كعبه به دست عمر بن خطّاب نقل مىكند. 2
عسقلانى هم از اين كتاب در كتاب«الاصابه»نقل كرده است.
از اقتباسهاى اندكى كه از اين كتاب شده و به دست ما رسيده قول فاسى تأييد مىشود كه ابن شبّه در باب اماكن مكه و وضع عمرانى آن،تحقيق كرده است.شايد آنچه راجع به مكه نوشته،به همان اسلوب نوشتههاى او از مدينه بوده است.
ولى به طور جزم نمىتوان به صحت آنچه افزونتر از ازرقى دارد،تصديق كرد.
در هر حال كتاب ابن شبّه نتوانسته است مانند كتاب ازرقى مورد توجه قرار گيرد.
اخبار مكۀ فاكهى
كتاب مهم ديگر در موضوع اماكن مكه،كتابى است كه ابو عبد الله محمد بن اسحاق بن عباس مكى معروف به فاكهى تأليف كرده است.فاسى مىگويد كه فاكهى در سال 272 زنده بوده است.او در كتاب خود تاريخ مكه از ابن ابى عمر العدنى و بكر بن خلف و حسين بن حسن المروزى و جماعت ديگر روايت مىكند و در باب كتاب او گويد:«كتابى نيكو است؛زيرا فوايد بسيارى در بردارد.»او از كتاب ازرقى بىنياز است و كتاب ازرقى از او بىنياز نيست؛زيرا او مطالب جالبى آورده كه ازرقى از آنها غفلت ورزيده است. 3
و نيز گويد كه نديدهام كسى در باب مكه تاريخى گردآورد مگر ازرقى و فاكهى.و گويد كه ازرقى و فاكهى را بر ديگران فضيلت سابقه است؛زيرا آنچه آنها نوشتهاند پايهاى است كه من اين كتاب را بر روى آن بنا مىكنم.در كتاب فاكهى؛يعنى محمد بن اسحاق بن عباس