437عشاير است.
بيشتر از املاك كسانى ياد كرده كه اقامتشان منحصرا مكه بوده است ولى عدهاى هم در مدينه خانههايى داشتهاند.پس به ذكر اماكن جغرافيايى پرداخته و از كوهها و درهها و چاهها نام برده است.حتى كوشيده است تا مسافات و فواصل را به نحوى دقيق بيان كند.در باب مساجد و بويژه مسجد الحرام دقت بسيار به كار برده است.و از مكان هر يك از بتان در زمان جاهليت ياد كرده بازارها و حمامها را تعريف كرده و گفته است كه مثلا خلفا كه به مكه مىآمدهاند در كجاها مىنشستهاند.و سراى امارت و قصر صاحب البريد در كجا بوده است و در باب تغييراتى كه در دار النّدوه پديد آمده فصلى مشبع آورده است.و از ديگر مكانهاى اجتماع مردم كه در قرآن به آنها اشارت رفته است ذكرى به ميان نياورده است.يا از مساجد عشاير در شهرهاى ديگر و مجالس اشراف ياد نكرده.ازرقى از سازندگان برخى بناهاى فخيم و مصالحى كه در آنها به كار رفته و بهاى خانهها سخن گفته است.
دربارۀ مسجد الحرام سخن را تفصيل داده و همۀ منازل اطراف آن چون منازل بنى اميه و عبد الله بن زبير و نيز محله بنى عبد المطلب را شناسانده است.
هر جا كه در نظرش اهميت بيشترى داشته،شرح مفصلترى هم از آن آورده و در مواضع كم اهميت سخن را مختصر كرده است و اين مطلب را از آنچه دربارۀ خانههاى آل ازرق و امويان نوشته است بخوبى مىتوان دريافت.
در هر حال اهتمام او به اماكن جغرافيايى سبب شده كه نقشۀ جامعى از مكه به دست دهد.در هر حال كتاب او نمىتواند به تنهايى،چنانكه بايد،نياز محقق را برآورد.بايد براى فهم تطورات عمرانى در مكه در خلال دو قرن اول و دوم،به كتب ديگر هم مراجعه نمود.
منابع بحث در اماكن مكه
مكه را ارزش و اعتبار خاصى است و از آغاز پديد آمدن اسلام و احكام و فرائض آن، مردم آن را عزيز مىداشتهاند.با وجود اين ارزش و اعتبار و نيز نقشى كه مردم آنجا در تاريخ دولت اسلامى داشتهاند،معلومات اندكى از اماكن ديرينۀ آن،به ما رسيده است.در كتب فقهى، فقها در باب قبله و حج كتب و رسائل پرداختهاند اما در باب اماكن مكه فقط به همان بسنده