419بدين نام خواندند.قناتى كه ابن النجار از آن ياد كرده است قناة العين است. 1
چشمۀ خيف از عوالى مدينه مىآمد و اطراف مسجد فتح را سيراب مىكرد.اين چشمه مدتى آبش قطع شده بود و شكاف آن آشكار است.امروز آن را شبشب گويند.در نزد جبل الفتح،بنى حرام بن كعب بن غنم بن سلمه منزل كردهاند.ابن شبّه گويد:بنى سلمه و بنى حرام به رسول الله-ص-شكايت بردند كه سيل ميان آنها و نماز جمعه مانع مىشود و خانههايشان نزديك به نخلستانهاى آنهاست و مزارعشان در مسجد القبلتين و مسجد خربه.
پيامبر فرمود اگر به دامنۀ كوه؛يعنى سلع نقل كنيد عيبى ندارد.آنها نيز نقل كردند.پس بنى حرام به شعب داخل شدند و سواد و عبيد به دامنۀ كوه.مىگويم شعب بنى حرام معروف است به سلع و در آنجا آثار منازلشان و آثار مسجدشان برجاست.در نزديكى آن از سمت مغرب دژ خل قرار دارد.
بنا بر روايت ابن زباله و يحيى،سيل ميان بنى حرام و مسجد پيامبر-ص-حايل شد بنى حرام نزد عمر شكايت كردند و او آنها را به شعب منتقل كرد.در آنجا قومى از مردم يمن به نام بنى ناغصه مىزيستند.عمر در اين باب با آن سخن گفت.پس بنى حرام به شعبى كه پايين مسجد فتح است فرود آمدند.آثارشان در آنجاست و نيز مسجدشان را كه در شعب است بنا نمودند. 2
بنى حرام بن غنم در نزد مسجد كوچك بنى حرام فرود آمدند در قاع،بين زمينى كه از آن جابر بن عتيك بود و زمينى كه از آن سعيد بن مالك بود.آنها ميان مقابر بنى سلمه تا مذاد جاى داشتند و در آنجا اطمى است كه به نام آن ناحيه ناميده شده است.
منازل بنى حرام در قاع،در مغرب مساجد فتح و وادى بطحان است در نزد بنى عبيد و چشمهاى كه معاويه آن را جارى ساخته.
كهف بنى حرام در طرف راست كسى است كه از مدينه به مساجد فتح مىآيد.آنگاه كه جنگ خندق بود،پيامبر شب را در آن غار به سر برده بامداد به سوى چشمهاى كه در نزد كهف بود روان شد و وضو گرفت.
اما قاع،موضع مسجد بنى حرام است در غرب مساجد فتح.مجد گويد آن اطم بلويان