409موسى شد.پشت اين خانه بستان طلحة بن ابى طلحۀ انصارى بود.خانۀ ام حبيبه كه بخشى از آن به آل شرحبيل رسيد،در نزديكى آن بود كه بعدها به يحياى برمكى رسيد و سپس جزء صوافى شد. 1
در چهاردهم مقابل در منيره بود.
در پانزدهم مقابل خانۀ سكينه بنت الحسين-ع-بود كه سپس به نصير صاحب المصلى،مولاى مهدى تعلق يافت و مقابل آن خانۀ تميم الدّارى بود. 2
در شانزدهم مقابل فارع اطم حسان بن ثابت بود كه بعدها داخل در خانۀ جعفر بن يحياى برمكى شد. 3
در هفدهم را باب الرحمه مىگفتند يا باب السّوق يا باب عاتكه،رو به روى آن خانۀ عاتكه دخت عبد الله بن يزيد بن معاويه بود.اين خانه بعدها در ملكيت يحيى بن خالد برمكى درآمد سپس داخل در خانۀ جعفر بن يحيى گرديد. 4
در هجدهم مقابل خانۀ عمر بن خطّاب بود كه دار القضاء خوانده مىشد؛زيرا عمر دستور داد آن را بفروشند تا قرض او را بدهند-به روايت ابو فديك-يا از آن رو بدين نام خوانده مىشد كه عبد الرحمان بن عوف در شبهاى شورا به آنجا نشست تا كار انتخاب خليفۀ منقضى شود و اين روايت سهله بنت عاصم است. 5
اين خانه را عبد الرحمان بن عوف خريد و فرزندانش آن را به معاويه فروختند و بعدها جزء صوافى شد و دواوين و بيت المال در آنجا بود.ابو العباس سفاح آن را خراب كرد و به صحن مسجد افزود.آن را رحبة القضا گفتند.
ابن سعد گويد كه حارث بن نوفل و عباس بن عبد المطلب در زمان جاهليت شريك بودند.آن خانه را رسول خدا به آنها داده بود و ميانشان ديوار كشيد،خانه نوفل كه رسول خدا ص-به او داده بود در موضع رحبة القضاء بود،مقابل دار الاماره كه امروز آن را دار مروان گويند.و خانۀ عباس كه پيامبر-ص-به او داده بود،از خانۀ مروان بود تا مسجد.دواوين و