405مىشد.اين باب پهلوى آل عثمان بود.
در جوار مسجد خانههايى از خشت ساخت،سقف هم از تنههاى نخل و برگ آن.چون از بناى مسجد فارغ شد با عايشه در خانهاى كه در كنار راه مسجد است زناشويى كرد و سوده دخت زمعه را در خانۀ ديگر در كنار آن جاى داد اين خانه در كنار باب آل عثمان بود. 1
تا زمان عمر مسجد به همان حال باقى بود.عمر مسجدى را كه پيامبر ساخته بود خراب كرد و بر آن درافزود و خانۀ عباس بن عبد المطلب را داخل مسجد نمود و چون شمار مسلمانان افزون شده بود،او هم بر وسعت مسجد افزود.سمهودى از ابن سعد روايت مىكند كه عمر خانههاى اطراف مسجد را خريد مگر خانۀ عباس بن عبد المطلب و حجرههاى زنان پيامبر را.روايتى هست كه عباس از فروش خانۀ خود سرباز زد ولى آن را به رايگان داد و عمر آن را داخل مسجد نمود و به او خانهاى در زوراء داد.
خانۀ عباس در جانب جنوبى مسجد واقع شد و باقى آن خانۀ مروان بود.همچنين عمر مكانى را كه به جعفر بن ابى طالب بخشيده بود داخل مسجد كرد و آن را از سوى شمال هم توسعه داد. 2
سمهودى به نقل از يحيى گويد كه طول مسجد در عهد عمر از قبله تا آخر آن 140 ذراع بود و عرض آن 120 ذراع و نيز گويد كه عمر براى مسجد شش در قرار داد دو در در سمت قبله و دو در در طرف چپ و دو در پشت به قبله.
باب عاتكه معروف به باب الرحمه را تغيير نداد و نيز درى را كه رسول خدا-ص-از آن داخل مىشد و به سوى قبر باز مىشد دگرگون نساخت.اين دو در،در سمت چپ بودند؛درى كه پيامبر از آن داخل مىشد«باب جبرئيل»نام داشت.علّت تغيير ندادن اين بود كه او در جانب شرقى نيفزود.باب الناس در زمان عمر موجود نبود. 3
عمر بطيحاء را گرفت و آن در جانب شرقى مسجد بود و در قسمت آخر آن.بعد از عمر آن را بر مسجد افزودند.شاعران در آنجا گرد مىآمدند و شعر مىخواندند.آنجا پيش از اين خانۀ خالد بن وليد بود.