278افزون آمد بايد كه آن به بلدى كه نزديك به آن است برده شود و به محتاجان آنجا داده شود. 1
البته روايات بسيارى هم در دست داريم كه همۀ صدقات از زمان رسول خدا-ص-به مدينه ارسال مىشد.و نيز در روايات آمده است كه پيامبر-ص-به قبيصه بن مخارق گفته است كه بمان تا صدقات برسند.و او از صدقات حجاز به نجديان مىداد و از صدقات نجد به حجازيان.
عدىّ بن حاتم در واقعۀ ردّه صدقات قوم خود را نزد پيامبر آورد.و نيز عمر به ابن ابى ذياب كه بعد از عام الرّماده صدقات را آورده بود گفت:از آنان دو عقال بستان يكى را به ميان خودشان تقسيم كن و يكى را به ما بده.و همچنين معاذ به مردم يمن گفت:به ما پارچۀ ندوخته و دوخته دهيد.آن را به جاى زكات از شما مىستانيم.اين كار براى شما آسانتر است و براى مهاجران نافعتر.
از اخبار تاريخ برمىآيد كه اين گرايش-فرستادن زكات به مدينه-پيشتر اعمال مىشده،معروف است كه از اسباب جنگهاى ردّه اين بود كه قبايل نمىخواستند صدقات خود را نزد ابو بكر بفرستند.و نيز اخبارى داريم كه پيامبر-ص-و ابو بكر و عمر و ديگر خلفا براى چريدن شتران صدقه،چراگاههايى ترتيب دادند.
روايات قابل توجهى در دست است كه در زمان برخى از خلفا چه مقدار شتر گردآورى شده و اين نشانگر ثروت عظيم والى جزيرة العرب است.واقدى روايت كند از طلحة بن محمد بن حوشب بن بشر فزارى كه در عام الرّماده اموال ما از ميان رفت و از آن شمار كثير،جز اندكى باقى نماند.در آن سال از سوى عمر عاملان صدقات به ميان ما نيامدند.سال بعد آمدند و دو«عقال»گرفتند يكى را تقسيم كردند و يكى را به نزد خليفه فرستادند.از بنى فزاره شصت شتر گرد آمد كه سى شتر را به مستمندان قبيله تقسيم كردند و سى شتر ديگر را به مدينه فرستادند.
شكى نيست كه چنين رقمى در خور تأمل است؛زيرا پس از قحطسالى و هلاكت مواشى است.از منابع ديگر برمىآيد كه ثروت دامى آنان بسى بيش از اينها بوده متأسفانه مقدارى كه از عشيره گرد مىآمده ذكر نشده تا معلوم شود كه از چه ثروت برخوردار بودهاند.ما