271اينك بارور مىشد.مسلمانان بر بلاد ديگر غلبه مىيافتند و اين امر علاوه بر اين كه سبب نشر عقايد اسلامى مىگرديد،براى آنها از منافع مادى هم خالى نبود.پس گردن نهادن به آنچه دولت اسلامى الزام مىكند ضرورى مىنمود.
مهمترين الزاماتى كه دستگاه خلافت بر بدويان مقرر داشت پرداخت صدقات بود.و مراد از آن مالياتى بود كه از مواشى مىپرداختند.شكى نيست كه پرداخت زكات در عهد پيامبر-ص-مقرر بود زيرا بارها در قرآن از آن ياد شده است.واژۀ«صدق»و«تصدّق»در شش آيه و«صدقه»در پنج آيه و«صدقات»در هشت آيه،همچنين واژههاى«المصدقين» در دو آيه و«المتصدقين»نيز در دو آيه و«المتصدقات»در يك آيه آمده است.و همۀ اين آيات از آيات مدنى هستند و واژهها داراى معانى مختلف.بعضى پرداخت مال است به منظور برّ و نيكوكارى كه از آن به«تصدق»تعبير شده است.و نيز براى غرض معين در اينجا دو آيه است كه در آنها صدقه به عنوان يك وظيفۀ واجب به كار رفته است:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد،چون خواهيد كه با پيامبر نجوا كنيد،پيش از نجوا كردنتان صدقه بدهيد.اين براى شما بهتر و پاكيزهتر است و اگر براى صدقه چيزى نيافتيد،خدا آمرزنده و مهربان است.آيا ترسيديد كه پيش از نجوا كردن صدقهها بدهيد؟و حال آنكه صدقه ندادهايد و خدا هم توبۀ شما را پذيرفته است.پس نماز بگزاريد و زكات بدهيد و از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد،كه خدا به كارهايى كه مىكنيد آگاه است»(مجادله:13-12».
معلوم است كه صدقه در اين آيه مال معينى است كه مسلمانان پيوسته به پيامبر-ص-بايد بپردازند خواه بدوى باشند و خواه صاحب مواشى و خواه كشاورز يا بازرگان.
مفسرين مىگويند:حكمى كه در اين دو آيه آمده،به آيه ديگرى كه در باب زكات است نسخ شده است.در اين آيه از صدقه به عنوان ضريبهاى واجب ياد شده:
«گروهى از عربهاى باديهنشين كه گرد شما را گرفتهاند منافقند و گروهى از مردم مدينه نيز در نفاق اصرار مىورزند.تو آنها را نمىشناسى ما مىشناسيمشان و دو بار عذابشان خواهيم كرد و به عذاب بزرگ گرفتار مىشوند.و گروهى ديگر به گناه خود اعتراف كردند كه اعمال نيكو را با كارهاى زشت آميختهاند.شايد خدا توبهشان را بپذيرد.زيرا خدا آمرزنده و مهربان است.از داراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزه سازى و بر ايشان دعا كن،زيرا دعاى تو مايۀ آرامش آنهاست و خدا شنوا و داناست».(التوبه 104-101)