257از جمله كسانى كه امور صوافى را به عهده داشتند؛يكى عمر بن ماهان بود كه نخست رئيس بريد بود و در زمان امين مسؤول صوافى شد. 1و نيز سالم بن جراح عامل امين بود بر صوافى مكه.اما در مدينه،ابن مينا متولى صوافى،در زمان معاويه بود. 2در عصر اموى اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحه را مىشناسيم كه در يمامه عهدهدار امر صوافى بوده است. 3
از مشاغل مالى در مدينه گردآورى خراج بود.ابن سعد گويد كه عبد الرحمان بن ابى الزّناد و سليمان بن بلال متوفى به سال 172 ه.نيز شغلشان گردآورى خراج بوده است. 4
ولى قول راجح اين است كه اينان مالياتهايى را كه بر مزارع مقرر شده بود،جمع مىكردند.
اينان فقط به اراضى مسلمانان سر مىكشيدند نه آن سان كه از خراج در عراق و مصر مفهوم مىشود از غير مسلمانان نيز چيزى مىگرفتهاند.
اداره مناطق قبيلگى
بيشتر ساكنان حجاز و جزيره قبايلى بودند كه هر يك در منطقۀ خاص خود زندگى مىكردند.آن منطقۀ خاص را«دار»مىگفتند.قبيله را نظامى سياسى بود و در رأس آن مشايخ قرار داشتند.پيامبر اسلام-ص-براى توسعۀ دولت اسلام با اين قبايل برخورد داشت.
بدون ترديد خردى اين قبايل و تعدد آنها از عواملى بود كه پيامبر-ص-را در تسليم و فرمانبردارى آنها مساعدت كرد.ولى اين پيوستن به اسلام يك باره صورت نگرفت و به يك شيوه و اسلوب هم نبود.بلكه به تدريج و تحت شرايط و موقعيتهاى خاص صورت گرفت.
از آنجا كه هر قبيلهاى براى پيوستن به اسلام شرايط ويژهاى داشت،معاملۀ رسول خدا نيز با آنها يكسان نبود.بلكه اشكال مختلف و متعدد داشت.با بعضى قبايل به همين اندازه كه تعهد مىكردند كه با مسلمانان مهربان باشند و متعرض آنها نشوند،بسنده مىنمود و ديگر آنها را به ترك دين خود ملزم نمىنمود.در قرآن مجيد به اينگونه معاهدات اشارت رفته است: