236ابن رسته اين نص را آورده ولى سياله و غراب را حذف كرده و در عوض فرع و ذو المروه و وادى قرن و مدين و خيبر به سبب اهميتى كه داشتهاند افزوده است.نظر به اهميت اين اماكن و تطبيق نص ابن رسته و ابن خرداذبه،در بقيۀ اماكن مىتوان گفت كه آن پنج مكان كه ابن رسته آورده از نسخۀ موجود ابن خرداذبه ساقط بوده است.
از تعابيرى كه در توصيف بخشهاى تابع مدينه آمده عنوان عمل يا اعمال است.ابن فقيه گويد:از اعمال مدينه است:مرّان و قبا و دثينه كه آن را دفينه نيز گويند و فلجه و ضريّه و طخفه و امرّه و اضاخ و معدن الحسن. 1
از اين اسامى معلوم مىشود كه ابن فقيه مواضعى را كه در شرق حجاز بوده برشمرده و از مغرب حجاز هيچ موضعى را نام نبرده است.بنابراين نمىخواسته اماكن مهم حجاز را نقل كند،بلكه مىخواسته از مواضع تابع مدينه نام ببرد.
عرّام گويد:از اعمال مدينه است:فدك و خيبر و وادى القرى و مروه و جار و فرع و اين مواضع همه اعمال و مواضعى پهناورند مگر جار كه در ساحل واقع شده. 2
از سخن عرّام برمىآيد كه«عمل»يك اصطلاح ادارى است.بدون توجه به مقدار بزرگى يا كوچكى آن.هر عمل فروعى دارد ولى او بطور كلى از«اعمال»مدينه ياد كرده و به عملهاى تابع آنها نپرداخته است.نيازى به گفتن نيست كه آنچه او آورده شامل آنهايى است كه در حجاز بوده است و بنابراين آنچه را كه خارج از حجاز است نياورده است.او در جاى ديگر از منبر فرع ياد مىكند و همۀ مواضعى را كه در جنوب مدينه است به آن نسبت مىدهد.گويى معتقد است كه مواضع جنوبى مدينه تابع فرع هستند و فرع به نوبۀ خود تابع مدينه است.
مؤلف كتاب«المناسك»گويد:محمد بن عبد الحميد بن صباح عثمانى از مردم جحفه براى من نقل كرد كه مدينه چهارده منبر در تابعيت خود دارد؛اول خيبر است و سپس وادى القرى كه در آنجا مردم مختلط زندگى مىكنند،سپس مروه كه از آن جهينه است،سپس عيص كه از آن جهينه و حسينيان است.سپس ينبع كه در آن نود و نه چشمه هست و از آن على بن ابيطالب-ع-است،آنگاه جار كه در ساحل درياست،سپس صفراء كه از آن فرزندان جعفر و عثمان است،سپس ودّان كه ويران شده.آنگاه فرع كه آباد است و سپس سائرتين كه