212در پايين كليّه غرابات است و آن آبهايى است متعلق به خزاعه.
در غرب شمنصير قريهاى است موسوم به حديبيّه كه چندان بزرگ نيست.محاذى آن كوهى است خرد موسوم به ضاضع.در نزديكى آن استخرى است كه آب در آن گرد مىآيد.در آنجا قريههايى است از آن دايگان پيامبر-ص-ياقوت گويند:حبس سنگهايى است كه بر هم مىنهند تا جلو آب را بگيرد.
بكرى در باب حديبيّه و ضعاضع گويد:قريههايى هستند از آن سعد و مسروح.رسول خدا-ص-در خردى در ميان بنى سعد پرورش يافت.و نيز از آن هذيل كه آنها هم در آنجا سهمى دارند.آبشان از آبهاى زيرزمينى است كه چون زمين را مىكنند بيرون آيد.
نصر گويد:ذروه ناحيهاى است از شمنصير و آن ميلى است در حرّۀ بنى سليم.و گويند واديى است كه به وادى نخل سرازير مىشود.و از حرّة النّار به سمت مشرق مىآيد و به وادى نخل سرازير مىگردد.ابو زيد گويد:جبله دژى است در آخر وادى ستاره در تهامه و ناحيۀ ذروه.
شمنصير به قريه ضرعاء پيوسته است و ضرعاء در پايين رخيم نزديك ذره است.در آنجا قصرها و منبر و دژهايى است.ساكنان آن هذيل و عامر بن صعصعه است.
عرّام گويد:از قراء اطراف شمنصير يكى قريهاى است به نام رهاط.در نزديكى مكه از راه مدينه.و آن در واديى است موسوم به غران و در نزديكى وادى حديبيه.قريۀ چندان بزرگى نيست.اين مواضع از آن بنى سعد و بنى مسروح هستند كه پيامبر-ص-در ميان آنها پرورش يافت.بكرى گويد كه در رهاط منبرى است تابع فرع.قريهاى است جامع در سه ميلى مكه.
بت سواع در رهاط بود. 1
ودّان
ودان دو ميل پايين هرشى است به سمت مغرب.حاجيانى كه از مدينه به مكه مىروند از آن مىگذرند و كسانى كه از مكه به مدينه مىآيند در آن مىآرمند.ودّان قريهاى است جامع از نواحى فرع.ميان آن و هرشى شش ميل است و ميان آن و ابواء حدود هشت ميل به جحفه نزديك است.از آن صخر و غفار و كنانه است.نصيب در شعر خود فراوان از آن