178روحاء گذشت و ميان روحاء و مدينه چهار روز(يا چهار بريد)است.آنگاه تا منصرف يك بريد سپس تا ذات اجذال يك بريد و از آنجا تا معلاة،كه همان خيف سلاّم است،يك بريد،سپس يك بريد تا اثيّل از آنجا دو ميل تا بدر. 1
ملاحظه مىشود كه ابن سعد از منازل چهارگانهاى كه ميان مدينه و روحاء است نامى نبرده است.
ياقوت ميان مدينه و بدر از هفت بريد ياد مىكند.بريدى در ذات الجيش و بريد عبّود و بريد مرغه و بريد منصرف و بريد ذات اجذال و بريد معلاة و بريد اثيّل سپس بدر.ياقوت عبّود و منصرف و اجذال را تكرار كرده است. 2
ملاحظه مىشود كه بخش دوم از نوشتۀ ياقوت،با آنچه ابن سعد آورده،مطابقت دارد.
و اين دليل آن است كه ياقوت بر اين سند تكيه دارد.شايد بخش اول سخن ياقوت،از نسخۀ ديگرى از طبقات ابن سعد برگرفته شده.
ابن اسحاق راه ينبع را در ضمن بيان غزوه ذات العشيره معرفى كرده است.آنجا كه گويد:پيامبر به نقب بنى دينار رفت و از آنجا به فيفار الخبار،سپس در زير سايۀ درختى در بطحاء ابن ازهر فرود آمد كه آنجا را ذات السّاق مىگفتند.پيامبر-ص-در آنجا نماز به جاى آورد و آنجا مسجدى شد.آنگاه خود به حركت درآمد و مردم را در سمت چپ خود رها كرد.
سپس بر شعبۀ عبد الله گذشت و امروز نيز به همين نام خوانده مىشود.سپس به جانب چپ گرديد و در يليل فرود آمد.و در مجتمع يليل كه مجتمع ضبوعه است منزل نمود و از چاه ضبوعه آب نوشيد.سپس به راه فرش روى نهاد.فرش ملل تا در راه به صخيرات الثّمام رسيد و از آنجا به راه خود ادامه داد تا در عشيره از بطن ينبع فرود آمد. 3
سپس راهى را كه در نبرد بنى لحيان پيموده بود شرح داده؛آنجا كه مىگويد:پيامبر از مدينه بيرون آمد،به راه غراب رفت و آن كوهى است در ناحيۀ مدينه به راه شام.سپس به مخيض رسيد و به بتراء،آنگاه به طرف چپ گشت و بر بين گذشت آنگاه به صخيرات الثّمام سپس بر راه محجّه روان گرديد از طرق مكه.و بر شتاب خود بيفزود تا در غران كه از منازل