171بود بربست و بر آن پيروز شد. 1
مسألۀ امنيت كاروانها يكى از مشكلاتى بود كه اهل مكه با آن دست به گريبان بودند.
آنها توانستند مشكل خود را از طريق سياسى حل كنند؛بدينگونه يك سلسله معاهدات با قبايلى كه بر سر راه كاروانهاى بازرگانىشان بود بستند.تا امنيت كاروانها را تضمين كنند و خود نيز تجاوز نكنند.اين معاهدات را«ايلاف»مىگفتند كه قرآن كريم در سورۀ مخصوصى از آن ياد كرده است.
شايد يكى ديگر از طرق سياسى اين بوده كه ميان برخى خاندانهاى متنفذ قريش و آن قبايل روابط سببى برقرار مىشده و جز اين ما از چگونگى تضمين امنيت راههاى ارتباطى آگاهى نداريم.
دگرگونيهاى وضع راهها بعد از اسلام
چون دين اسلام بر حجاز و جزيرة العرب سيطره يافت،ثبات و امنيت بر همه جا سايه افكند و غزوات پايان گرفت ولى نياز به راههاى ارتباطى،وارد مرحلۀ تازهاى گرديد،به چند جهت:
1-حركت لشكرها:حجاز پايگاه دولت اسلامى بود،لشكرهايى كه براى فتح ديگر جايها در حركت مىآمدند،از آنجا بسيج مىشدند و اين قاعده حتى بعد از تأسيس شهرهاى اسلامى باز هم ادامه داشت.جنگجويان پس از فتح بلاد و پيروزى بر خصم،به شهرهاى خود باز مىگشتند و در ثغور نمىماندند.افزون بر اين،نابسامانيها و شورشهايى كه در عصر اموى و عباسى در حجاز به وقوع پيوست،چون شورش مدينه و شورش عبد الله بن زبير و شورش محمد نفس زكيّه،ايجاب مىكرد كه قواى نظامى براى سركوب آنها گسيل گردد.همچنين برخى شورشگران؛چون خوارج،فتنهها برانگيختند.اينها سبب مىشد كه به وضع راهها توجه خاص شود تا در موقع مناسب بتوان به جا به جا كردن لشكرها پرداخت.
2-نيازهاى ادارى:پديد آمدن دولت اسلامى نياز به نظام مالى خاص داشت، مخصوصا براى صرف مال در حجاز؛از جمله جمعآورى صدقات بود از بدويان كه در مناطق