153
فصل هفتم:اهل حجاز:عشاير
حجاز اقليم وسيعى است كه ميان ارتفاعات نجد و سواحل درياى سرخ واقع شده و بيشتر نيمۀ غربى اراضى جزيرة العرب را در برگرفته است.در آنجا بطور كلى حدود جغرافيايى به گونهاى كه مناطق را از هم جدا كند وجود ندارد.همچنانكه اراضى آن متنوع است،كوههايى دارد از حيث ارتفاع و جهت،مختلف.شمارى نه اندك واديهايى دارد،از حيث درازى و گستردگى گونهگون.جلگههاى ساحلى تا مسافت بسيارى كشيده شده و آن را تهامه گويند.
مناطق بىآب و گياه بسيار است ولى مناطقى هم دارد داراى علف و مرتع و آبهاى زيرزمينى كافى براى زراعت.
هنگام ظهور اسلام در حجاز دولتى كه بر آن فرمان براند وجود نداشت.پس از نظامات ادارى هم بىبهره بود.تنها مكه و مدينه و طائف از شهرهايى بودند كه مردم گونهگون در آنها مىزيستند.يا بگوييم داراى نظام ادارى خاصى بودند.نظام قبيلگى،نظام حاكم بود و آن اساس نظم اجتماعى و سياسى آنجا به شمار مىآمد.اين نظام هم در شهرها عموميت داشت و هم در روستاها و هم در باديهها.
هر قبيلهاى را منطقهاى بود كه در آنجا مىزيست و بر آن تسلط داشت؛به عبارت ديگر آنجا ميهن او و خانه او به شمار مىآمد.شمار افراد قبايل و مساحت سرزمين متعلق به آنها منوط به قدرت آنها در دفاع از آن در برابر تجاوزهاى خارجيان بود.چه بسا در قبيله، تقسيمات داخلى صورت مىگرفت كه بر سر آن خونها ريخته مىشد و آن طرف كه ناتوان بود مجبور بود آنجا را ترك گويد و به مناطق ديگر برود،در عين حال شجرۀ نسب را حفظ مىكرد.