148است.رنگش به سياهى مىزند.اين نوع خرما را پيامبر-ص-در مدينه غرس كرد.
كلينى گويد:عجوه را در عراق صرفان گويند.
اما صيحانى؛سمهودى از ابراهيم بن محمد بن مؤيد حموى افسانهاى حكايت مىكند،كه نامگذاريش به اين نام را به زمان پيامبر مىرساند.مىگويد كه آن روز در مدينه در جفاف موضعى بود كه به صيحانى شهرت داشت و گويد صيحانى نخلى است كه تا به امروز به همان نام خوانده مىشود در آنجا به عمل آمد و آن زمين از آن فرزندان صفوى بن سليمان بن طفيل الحسينى بود.
از خرماهاى مدينه جنيب است و دقله و عرق بن زيد و شقم.
ام جرزان نيز از خرماهاى مدينه است كه به مشان عراق مىماند.
از خرماهاى بد مدينه عبارتند از جعرور و معى الفاره و عذق ابن حبيق.بعضى مىگويند كه اينگونه خرماها را نبايد به جاى زكات داد.طبرى در تفسير آيۀ «وَ لاٰ تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» گويد مراد جعرور است و حبيق.رسول خدا-ص-نهى كرد كه صدقه را از آنها گيرند.
تاكستانها و انگور
اما انگور،عرّام مىگويد كه در مهايع و جبال سراة و ساريه و سوارقيّه و ثنيّة الشريد انگورها و نخلستانهايى بوده كه همانند آنها در ديگر جايها نبوده است.
در طائف نيز تاكستانها بوده،مخصوصا در وهط.
مو بارزترين درختان ميوه است در حجاز.در قرآن در يازده آيه از آن ياد شده كه شش مورد آن با نخيل مقرون شده(بقره:266،الاسراء:91،النحل:11 و 67،مؤمنون:39،ياسين:
34.)و در سه مورد جنات اعناب آمده است:(انعام:99،رعد:4،كهف:32،عبس:28).
ذكر انگور سياه و سفيد و مويز سرخ و سياه در آثار فقها آمده است. 1
عرّام گويد:تاكها را در مهايع و سوارقيه و جبال سراة و ساريه و ثنيّة الشريد مىكارند و انگور ثنيّه و نخل آن را مانند نباشد.
مدينه از مناطق زراعى است و انگور خوب آن مشهور است.در قبا انواع تاكها بود.از