117
فصل پنجم:آبها و آبيارى
حجاز در منطقۀ كويرى است.زمين خشك و باران اندك و آب قليل است.در آنجا هيچ رود جارى كه با آبش زراعت را آبيارى توان كرد وجود ندارد.ولى در سرتاسر آن واديها (خشكرودها)يى است كه در اثر باريدن باران به طور موقت آب در آنها افتد.اين سيلابها كه گاه به صورت سيلهاى بنيانكن در مىآيند نه تنها زراعت را به كار نمىآيند بلكه هر چه را بر سر راه خود بيابند با خود ببرند.جز اينكه در جلگههاى پست به سبب رطوبتى كه كسب مىكنند روييدن گياه و درخت را ميسر سازند و اندكى كشاورزى را مساعد افتند.
اين امور سبب شده كه كشاورزى در حجاز در درجۀ اول متكى به آبهاى زيرزمينى باشد.گاه اين آبها نزديك به سطح زميناند يا بر سطح زمين جريان مىيابند.
در طى كتابها از وجود آبها در بعضى از مناطق،بدون اينكه طبيعت آنها را مشخص كنند،ياد شده و بويژه ياقوت در«معجم البلدان»و بكرى در«معجم ما استعجم»و سمهودى در«وفاء الوفاء»و عرّام بن اصبغ در كتاب«جبال تهامه»بيش از ديگران از اين آبها سخن گفتهاند.اينك،ما نيز بر مبناى آن منابع از مواضع وجود آبها ياد خواهيم كرد.
وأدى مشقّق،در راه تبوك است آبى است كه از كوه مىتراود به قدرى كه يك يا دو يا سه سوار را سيراب كند.
سمنه،آبى است ميان مدينه و شام و وادى القرى.
شجر،آبى است از بنى القين بن جسر ميان وادى القرى و تيماء. 1