55
طائف در جنوب شرقى مكّه و جعرانه ميان آن دو قرار گرفته است.ليكن به مكّه نزديكتر است.بنابراين چگونه حضرت پس از غزوۀ طائف به بحره آمدهاند،در حالى كه در غرب مكّه بوده و فاصله آن تا طائف حدود 30 مايل مىباشد!در صورتى كه بين جعرانه و مكّه حدود ده مايل فاصله وجود دارد.از اين رو به نظرم مىرسد كه بايد به روايت ابن هشام به ديدۀ شك نگاه كرد گرچه تاريخنويسان زيادى از او نقل قول كردهاند.
از بحره،غير از مسيرى كه ما برگزيده و از آن حركت مىكرديم،راه ديگرى نيز به سوى مكّه وجود دارد كه از سوى جنوب شرقى است.به گفتۀ آگاهان،اين راه به علت هموار بودن آن،به مكّه نزديكتر است.
بحره داراى چندين قهوهخانه بود كه شب شنبه اوّل ماه ذى الحجه سال 1320 را در آن گذرانده و در نيمه شب،در ساعت 12،مجددا به حركت خود ادامه داديم.
در سمت چپ خود در يك مايلى دهكده،به قلعه بحره كه يكى از بزرگترين قلعهها و مستحكمترين آنها در اين مسير به شمار مىآيد،برخورد كرديم.در اين قلعه يكصد تن سرباز به همراه سه افسر انجام وظيفه مىكردند.
در ساعت دو زوالى بامداد،به چاه«امّ القرون»در سمت چپ جاده رسيديم.اطراف چاه سنگچين شده و بر روى دهانۀ آن،چهار ستون سنگى قرار داشت و داراى عمقى در حدود ده متر بود.بر روى دهانۀ آن قرقره و چهارچوبى قرار گرفته بود كه با چرخاندن آن،آب با سطل از چاه خارج مىگرديد.اين چاه داراى آب شيرين و گوارايى بود.
در ساعت 3/5 به«حدّه»كه شهر كوچكى است در سمت چپ،رسيديم و آن حصارى بر دور،و مسجدى با يك گلدسته و چشمۀ آب شيرين و دو چاه در سمت چپ جاده دارد.اين منطقه داراى 600 درخت خرما است،كه طبق آنچه كه به ما گفته شد،اين درختها متعلّق به عون رفيق پاشا،شريف مكّه است.
در عكس صفحۀ بعد بوتۀ اسپند و بوتهها و درختچههاى ديگرى را ملاحظه مىكنيد.
همچنين امير الحاج را مىبينيد كه در نزديكى چترى كه به وسيلۀ باد پرتاپ شده،