542شريف نبوى اهدا كرده بود.قطعه الماس بزرگ به ارزش 80000 دينار بود.در زير اين دو قطعه الماس،سنگى از الماس مرصّع به جواهرهاى گرانبها قرار داشت كه با طلا و نقره كلاف شده بود.اين قطعه از سوى سلطان مراد بن سلطان احمد خان عثمانى به سال 1047 هجرى به آرامگاه حضرت اهدا شد.
در سال 1154 هجرى جواهر ديگرى را كه مسلمانان در فتح بلگراد به دست آورده بودند،به مسجد اهدا كرد.در سال 1291 هجرى شاهزاده خانم خواهر سلطان عبد العزيز ابن سلطان محمود عثمانى لوحى از طلا كه طول آن 3/4 ذراع و عرض آن چهار انگشت بود،به آرامگاه پيامبر هديه نمود.بر روى آن با خط بسيار زيبا و با حروف طلايى كه مرصّع به الماس و برليان بود«لا اله الا اللّه،محمد رسول اللّه»حك گرديده بود،اين لوح را بر بالاى«كوكب الدّرى»آويزان كردند.
در قسمت بالا،گرداگرد آرامگاه پيامبر،شعرهاى ركيكى نوشته شده است كه قلمم تنها اجازۀ نوشتن اين دو بيت را داد!
إنّي توسلت بالمختار أشرف من
رقى السماوات به الواحد الأحد
ربّ الجمال تعالى اللّه خالقه
فمثله فى جميع الخلق لم أجد
عكس صفحۀ 508 را ملاحظه كنيد.در اين عكس،سمت شمال غربى آرامگاه كه در آن چلچراغ بزرگ قرار دارد و در سمت غرب پنجرۀ آهنى كه بر روى آن لايهاى از سرب پوشانيده شده،ديده مىشود.در عكس صفحۀ بعد،آرامگاه را از سمت جنوب غربى ملاحظه مىكنيد كه در وسط آن ميانه عكس«باب الوفود»ديده مىشود كه به«باب التوبه» نيز معروف است.همچنين پردههاى ابريشمى سبز را نيز ملاحظه مىكنيد.در كنار درب، پنجرهاى مسى قرار دارد كه شخصى در كنار آن در حال خواندن كتابى است و شخص ديگرى نيز در كنار او ديده مىشود.
همچنين در وسط آن لامپى را براى روشنايى آويختهاند؛همانند چراغهايى كه در مصر وجود دارد.ستونهايى به وسيلۀ چوب در عرض،به هم متصل شده كه بر روى آنها ميخهايى زدهاند تا از نشستن گنجشكها بر روى آن و آلوده كردن مسجد