53كتانۀ»دوم رسيديم كه در آن 50 سرباز به همراه دو افسر حضور داشتند و آب در فاصلهاى حدود يك ساعت و نيم از قلعه قرار داشت و به ندرت اتفاق مىافتاد كه چاه آب در نزديكى قلعههاى ميان راه موجود باشد.در كنار قلعه قهوهخانهاى نيز وجود داشت.از اين قلعه مجدّدا مسير ما به سوى جنوب شرقى بر روى مدار 140 درجه تغيير كرد.در رأس ساعت ده از كنار برج و باروى«قلعه بيضاء»كه در سمت چپ ما بود عبور كرديم.در قلعۀ ياد شده گروهبانى(-جاويش)به همراه 25 سرباز،انجام وظيفه مىكردند.در ساعت ده و ده دقيقه از كنار برج كوچك ديگرى كه در سمت راست ما قرار داشت و در آن سربازانى نيز مستقر بودند،گذشتيم و در ساعت ده و چهل و پنج دقيقه به«قلعه عبد»يا«قلعه سالم» رسيديم. اين قلعه در سمت راست ما بود و در آن چهل سرباز مستقر بودند و در كنار آن، قهوهخانهاى به همراه چاه آبى در نزديكى آن به نام«چاه بجاديه»بود از اين نقطه دشت وسيع گشته و مسير حركت ما در مدار 100 درجه قرار گرفت.در ساعت 11 و 30 دقيقه به قلعه«ثديين»،كه طبق معمول بر روى بلندى ساخته شده و گروهبانى به همراه 15 سرباز در آن مستقر بودند،رسيديم.قلعه در سمت چپ و در دشتى شنى قرار داشت كه داراى زمينهاى حاصلخيزى بود و در آن چراگاههاى نيز ديده مىشد.از اين قلعه به مدار 70 درجه تغيير جهت داده و به دهكده«بحره»در ساعت 12؛يعنى هنگام غروب آفتاب رسيديم.در همين هنگام عكسى از اردوگاه گرفتم