523نمودند و سپس سقف آن را با چوب ساج پوشانيدند و تغييرى در دربهاى مسجد ندادند و به همان صورت كه در زمان عمر شش درب بود،باقى ماند.دربى كه پس از دو درب شمالى قرار داشت،به دستور عثمان بسته شد و دربهاى ديگرى در اطراف مسجد ساختند.بنابراين مسجد به وسيلۀ چهار درب معروف خود باز و بسته مىشد تا اين كه درب پنجم شمالى در توسعه و ساختمان سلطان عبد المجيد عثمانى گشوده شد.عثمان اتاقكى از خشت خام بر مصلاّى خود در مسجد ساخت و بر آن پنجرهاى قرار داده بود كه مردم به وسيلۀ آن امام را مىديدند.سپس به وسيلۀ عمر بن عبد العزيز اين اتاق از چوب ساج بنا گرديد،مهدى نيز آن را با ساج تجديد و تعمير نمود و كف آن را همسطح زمين مسجد نمود؛زيرا اين اتاقك حدود دو ذراع بلندتر از سطح زمين مسجد بود .سپس وليد بن عبد الملك مسجد را به وسيلۀ كارگزار خود در مدينه عمر بن عبد العزيز تجديد و تعمير نمود كه اين تعميرات در سال 88 ه.آغاز و در سال 91 ه.به پايان رسيد.نامبرده توسعهاى در سمت غرب مسجد ايجاد كرد-كه پس از آن در اين سمت ديگر توسعۀ قابل ملاحظهاى داده نشد-و در شمال و شرق نيز اضافاتى بر آن داد.وى حجرههاى همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را كه در جنوب و شمال مسجد قرار داشت و دربهاى آن به درون مسجد باز مىشد،منهدم كرد و آنها را به مسجد افزود.همچنين قسمتى از حجرۀ عايشه از سمت روضه را نيز قطع كرد و در ناحيۀ ياد شده به مسجد اضافه نمود سپس بر حجره، همان ساختمان پنج ضلعى ياد شده را كه هماكنون بر روى آن پرده قرار گرفته است،بنا نمود.نامبرده آن را به صورت مربع درنياورد؛زيرا نخواست همانند كعبه،قبلهگاهى براى مردم گردد و به گرد آن طواف نمايند.وى مسجد را به وسيلۀ سنگهايى بر روى هم بنا كرد كه در ميان آنها براى استحكام،پشم به كار برد.ستونهاى مسجد را با سنگهايى درون تهى كه در ميانۀ آنها ميلههاى آهنى و سرب قرار داشت،برپا نمود.ديوارهاى مسجد را با كاشىكارى و مرمر زينت داد و سقف آن را با چوب ساج پوشانيد و به وسيلۀ آب طلا سقف را تزيين نمود.همچنين بالاى پايههاى مسجد و آستانه دربها را از طلا پوشانيد.
هنگامى كه پس از اتمام ساختمان مسجد به وسيلۀ عمر بن عبد العزيز،وليد به حج آمد و راهى مدينه شد و آنگاه كه وارد مسجد شد،در حالى كه ديوارها و سقف و نقش و نگارها