442انواع تفنگهاى تازهاى از مدلهاى مارتينى و فورد و ليمتفورد انگليسى و نيز مدلهاى ديگر فرانسوى و ايتاليايى و تفنگهاى سربى و جز اينها را ديدم.
اين سلاحها به وسيلۀ قايقهاى بادبانى از بندرهايى كه در كنار دريا مانند جيبوتى و مصوع و غير آنان قرار دارد،آورده شده و با قيمتهاى گزافى كه ارزش هر تفنگ از ده جنيه انگليسى كمتر نيست به فروش مىرسيد.
بهترين هديهاى كه به عربها داده مىشد سلاح و مهمات آن است.تعداد زيادى از عربها به وسيلۀ(مقوّم)از من تقاضاى گلوله مىكردند كه به خواستۀ آنان پاسخ رد دادم.
سربازان اين سلطان،تفنگهاى فتيلهاى خود را همواره با فتيلهاى روشن حمل مىنمايند كه باروت و گلولهها را در ظرفهايى كه گاه بعضى از آنها نقرهاى و گاه مسى و به شكل شاخ حيوان است قرار مىدهند.بر كمر خود كمربندهاى پهنى بستهاند كه چاقوى كوچك و بزرگى را در داخل پوشش نقرهاى كه داراى نقشهاى زيبايى است،قرار داده كه منظرهاى بسيار زيبا به خود مىگيرند.
اين افراد پيراهن گشادى از پنبه به تن دارند كه بر روى آن،لباس تنگ بلند ديگرى كه همانند شلوار است به رنگ سفيد پوشيدهاند.بر سر آنان عمامههاى سفيد بزرگى قرار گرفته و نعال 1به پاى خود دارند.بيشتر غذاى آنان را برنج و خردل و نخود و گوشت تشكيل مىداد و من نديدم كه سبزيجات بخورند و آنچه كه سربازان مىخوردند امير و خانوادهاش نيز از همان استفاده مىكردند ليكن آنان اضافه بر آن از شيرينىجات مانند حليم و رشته فرنگى نيز در غذاى خود استفاده مىكردند.لباس سلطان همانند لباس فرمانروايان هند بود،عكس نامهاى توسط فرزند سلطان و نوهاش برايم ارسال گرديد كه در اين باره خواهيم نوشت.
پس از ديدن عكس،لباس فرزند سلطان را مانند لباس افسران سوارۀ انگليسى يافتم، با اين تفاوت كه در لباس او زردوزيهاى زيبايى همانند لباس مراسم تشريفات قرار داشت و بر سرش كلاهى شبيه كلاه مصريان بود.