396زيادى شتر در اختيار ما قرار داده بود كه تا به حال بر آن بارى حمل نكرده و نيز شترها عادت به ديدن لباسها و پوششهاى نظامى ما نكرده بودند.همچنين تعداد بسيارى از شترها پشم پشت آنها نخوابيده و هر لحظه بر اثر لغزش كجاوه بر روى اين پشمها،بارها از روى آن مىافتاد و شترها هرولهكنان به هر سو مىدويدند و اضافه بر آن ساربانان جهت تهيه لوازم سفر به خانههاى خود رفته و براى هر پنجاه شتر يك ساربان قرار داده بودند كه روز بسيار پر رنج و زحمتى را گذرانديم،ليكن اين سختىها در راه خدا رنج به شمار نمىآيد.اين راه دشتى است كه از دو سوى آن به وسيلۀ كوهها احاطه گرديده و در آغاز آن ريگزار و سپس تا كنار جبل النور(حراء)سنگى و در پايان تا بئر البرود-به جز برخى قطعات سنگلاخى آن-خالى بود.
كوهها گاه آنچنان به هم نزديك مىشد كه دشت باريك شده و به عرض 60 متر مىرسيد و گاه از هم دور مىگشت و به عرض 300 تا هزار متر مىرسيد كه در مسير ياد شده اين مقدار كم و زياد مىشد.هنگامى كه به بئر البرود(چاه برود)رسيديم،مشاهده كرديم كه كاروان محمل شامى از ما پيشى گرفته و قبل از ما بدان رسيده است.ازدحام فراوانى در اطراف آن وجود داشت به طورى كه تا پس از ساعت 5 زوالى از شب نتوانستيم از آب چاه استفاده كنيم و اگر از مكه به همراه خود آب كافى به همراه نياورده بوديم،دچار گرفتارى و ضرر فراوان مىشديم.اين در حالى بود كه به همراه كاروان شامى،كاروانى از حجاج و اتباع ابن الرشيد بود كه تعداد آنان به دوازده هزار نفر مىرسيد و تعداد هزاران چهار پا را نيز به همراه داشتند.با توجه به تعداد اندك ما و تعداد بىشمار آنان و پيشى گرفتن آنان از ما بر چاههاى اين مسير،تصميم خود را مبنى بر تأخير يك روزه از آنان با امير و خزانهدار در ميان گذاشتيم و آنان نيز با من هم نظر بودند،بنابراين جهت استفاده از آب چاههاى راه پس از وادى الليمون،يك روز حركت خود را از آنها عقب انداختيم.
بئر البرود،چاه عظيمى است كه به وسيلۀ سنگهاى تراشيده شده سنگ چين گرديده است.قطر آن 6 متر و عمق آن 12 متر است كه آب گوارايى دارد و ارتفاع آب در كف چاه به پنجاه سانتيمتر مىرسيد.