326سن بلوغ مىرسيد،بهترين و زيباترين لباسها را بر تن او كرده و او را به زيورها زينت مىدادند و او را در جايى كه هيچگونه حجابى بر خود نداشت،براى طواف به مسجد الحرام مىآوردند.در اين حال او را طواف مىدادند در حالى كه چشمان مردم نظارهگر،در اطراف او را مىديد و از يكديگر سؤال مىكردند:اين دختر كيست؟در صورتى كه دخترى آزاد بود،مىگفتند دختر فلان بن فلان است و اگر دختر كنيزى بود، مىگفتند:متولد شدۀ فلان است كه آمده است طواف كند و پس از آن خانهنشين شود پس از پايان طواف در حالى كه چشمان عفيف حاضران او را بدرقه مىكرد به سوى خانۀ خود مىرفت و در آنجا باقى مىماند تا آن كه به سوى خانۀ شوهر و يا جايگاه ارباب خود برود،در اين حال مردمى كه او را ديده بودند در صورتى كه دختر آزادى بود،در فكر ازدواج با او مىافتادند و يا اگر زادۀ كنيزى بود او را مىخريدند.هنگامى كه قصد ازدواج با او را داشتند فرصتى را به داماد مىدادند تا در كنار خانۀ او،از زيبايى او مطمئن شود،بدون آن كه كسى ديگر بتواند او را ببيند.
همچنين فرمان حركت از عرفات به روزگار جاهليت در دست صوفة اخزم بن عاص بود.او داراى پسرى بود كه او را خادم كعبه كرد تا تمام عمر خدمتگزار آن باشد.
حبشيه به سلول بن كعب كه در آن هنگام پردهدار كعبه و امير مكه بود،صدور اجازۀ حركت از عرفات را به صوفه واگذار نمود و معمولا حجاج در عرفات مىايستادند و حبشيّه خطاب به صوفه مىگفت اجازۀ حركت بده و او مىگفت اى مردم حركت كنيد، سپس همه حركت مىكردند.اين اجازه پس از صوفه به فرزندش اخزم كه او را وقف بر خدمتگزارى كعبه كرده بود،رسيد و او همراه دايىهاى خود كه از جرهميان بودند به خدمتگزارى كعبه مشغول شد.پس از او فرزند اخزم عهدهدار اين كار بود و پس از او فرزندانش بروزگار جرهميان و خزاعه،همچنان عهدهدار اجازۀ حركت از عرفات بودند كه پس از انقراض آنان بروزگار خويش و اميرى قصى اين كار بر عهدۀ عدوان بن عمرو بن قيس بن غيلان بن مضر قرار گرفت كه پس از آن به شكل موروثى در خاندان زيد بن عدوان قرار گرفت كه اين منصب در فرزندان او همچنان به ارث مىرسيد و در هنگام ظهور اسلام ابو سيارۀ عدوانى عهدهدار اين منصب بود و اجازۀ حركت را در سال هشتم