322در آنجا برپا مىگشت و مردم در كنار كالاهاى خود بودند و پرچمهايى را بر خيمههاى خود برمىافراشتند كه در آن سالار و رهبران آنان اقامت مىگزيد و از افراد در آن پذيرايى گرمى مىكردند و افراد قبائل گوناگون در اين بازار با يكديگر اجتماع نموده،به خريد و فروش و شعرخوانى مشغول مىگشتند.چون آن بيست روز سپرى مىشد به بازار «مجنّه»رفته و ده روز در آنجا اقامت مىكردند كه در اين ايام بازار برپا بود و تجارت و شعرخوانى ميان آنان برقرار و چون هلال ذى الحجه را مىديدند به بازار«ذو المجاز» رفته،هشت شب هم در آنجا اقامت مىگزيدند كه در اين ايام نيز همچنان بازار خريد و فروش و شعر و شاعرى گرم بود.آنگاه در روز ترويه(روز هشتم ذى الحجه)از آنجا به سوى عرفات حركت مىكردند.در آن روز از ذو المجاز آب فراوانى را براى خود فراهم مىكردند و منادياتى ميان ايشان ندا مىداد كه آب فراوان برداريد چون در عرفات و مزدلفه آب وجود ندارد و به همين سبب روز هشتم ذى الحجه را به روز«ترويه»يا آب گرفتن نامگذارى كردهاند.
در اين بازارها هر كس كه قصد تجارت به همراه حج داشت،شركت مىنمود و افرادى كه فقط قصد حج داشتند هر گاه مىخواستند از شهر خود بيرون مىآمدند.
ساكنان مكه در روز هشتم ذى الحجه پس از آن كه آب با خود برمىداشتند از مكه خارج مىشدند.احمسىها در اطراف حرم و حدود نمره در روز عرفات وقوف مىكردند و كسانى كه داراى آئين حله بوده،در صحراى عرفات وقوف مىكردند.
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله قبل از هجرت به همراه حله در عرفات وقوف مىكرد.
معمولا آنان روز عرفه و روزهايى كه در منا بودند،خريد و فروش انجام نمىدادند.
ولى پس از آمدن دين حنيف اسلام،خريد و فروش در آن روزها را براى ايشان حلال نمود چنانكه خداوند مىفرمايد:« لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ » 1پيروان آيين حله تا شامگاه در صحراى عرفات وقوف مىكردند و در يك زمان حلىها از عرفات و احمسىها هم از كنار حرم حركت مىكردند و همگان در مزدلفه به يكديگر مىپيوستند.شب را در آنجا مىگذراندند و هنگام فجر و آنگاه كه سفيدى روز با سياهى