310
1-تاريخ حجر الأسود
ازرقى از ابن عباس روايت مىكند كه:خداوند تبارك و تعالى آن را به همراه آدم عليه السّلام فرود آورد كه با آن انس گيرد.ابن اسحاق روايت كرده است كه خداوند حجر الأسود را به هنگام طوفان نوح در كوه ابو قبيس به وديعت نهاد و هنگامى كه ابراهيم خليل،ساختمان بيت را آغاز كرد به وسيلۀ جبرئيل آن سنگ را در جاى خود در ركن قرار داد.هنگامى كه بنى بكر بن عبد منات و غبشان بن خزاعه،جرهميان را وادار به خروج از مكه نمودند،عمر بن حارث بن مضاض جرهمى،حجر الأسود را در زمزم پنهان كرد و به همراه قبيله خود جرهم،از مكه به سوى يمن خارج شدند ليكن بعدها حجر الأسود را يافته و از زمزم خارج نمودند و در جاى خود قرار دادند.
تا آن كه در زمان ابن زبير كعبه آتش گرفت و حجر الاسود بر اثر اين آتشسوزى از هم شكافت و سه قطعه گرديد كه يك قطعه از آن در نزد بنى شيبه قرار داشت.
ابن زبير،قطعات حجر الأسود شكافته شده را،به جز آن قطعهاى كه نزد بنى شيبه قرار داشت،به وسيلۀ نقره مهار كرد.بعدها اين نقره سست گرديد چنانكه بيم آن مىرفت كه حجر الأسود كنده شود.هنگامى كه هارون الرشيد در سال 189 هجرى عمره گزارد، دستور داد سنگى را كه حجر الأسود بر آن نصب شده بود،از بالا و پايين با الماس سوراخ كردند و نقرۀ مذاب در آن ريختند.
تا اين كه ابو طاهر قرمطى در هفتم ذى الحجه سال 219 ه.به همراه سپاه خونخوار خود به مكه حمله كردند و بسيارى از طوافكنندگان و نمازگزاران در مكه و شعبهاى آن را به قتل رساندند كه اين تعداد نزديك به سى هزار نفر بوده است. 1بيشتر آنان درون چاه زمزم و در مسجد الحرام بدون غسل و كفن و نماز دفن شدند و اموال حاجيان و ساكنان مكه را به تاراج بردند.ابو طاهر سوار بر اسب خود،با شمشيرى كشيده،در حالى كه مست بود وارد مطاف شد و به سوى درب كعبه قدم گذارد در حالى كه مىگفت:
أنا باللّه و باللّه أنا
يخلق الخلق و أفنيهم أنا