200قطع شد و به مكه نرسيد.مردم مكه ناگزير رو به سوى چاههايى در اطراف مكه بنام «عسيلات»آوردند.اين چاهها در بالاى مكه و نزديك به منطقه منحنى قرار داشت همچنين از چاههاى پايين مكه،در راه تنعيم كه بنام«زاهر»بود استفاده مىكردند.
همچنين در همين هنگام چشمه عرفات نيز قطع شد،به صورتى كه حجاج آب را از مناطق بسيار دورى با خود به عرفات مىآوردند و حجاج فقير در اين روز و در صحراى عرفات،جز آب چيز ديگرى طلب نمىكردند.
بعضى از قدرتمندان،در روز عرفه آب را از نقاط دوردستى تهيه كرده و به اين منطقه مىآوردند و با قيمت گزافى آن را به حجاج مىفروختند.علاّمه قطب الدين حنفى در اين مورد مىگويد:در آن ايام به همراه پدرم-رحمة اللّه عليه-به مكه رفته بودم،آبى كه از مكه به همراه خود به عرفات برده بوديم به پايان رسيد،مشك بسيار كوچكى را كه هر شخصى مىتوانست با دو انگشت آن را بلند كند به مبلغ يك دينار طلا خريدم.
فقرا در آن روز شريف،دهانها را باز كرده و همه نالۀ عطش را سر داده بودند.همۀ خانواده ما از آن مشك آشاميديم و مقدارى از باقىماندۀ آن را به فقرا بخشيديم.سپس بار ديگر تشنه شديم در اين هنگام زمان وقوف در عرفات رسيده بوده،در حالى كه تمامى حجاج فرياد از تشنگى و عطش داشتند،ناگهان باران باريدن گرفت به طورى كه آب همانند سيل از جانب رحمت الهى سرازير شد.در اين حال كه مردم همه در زير جبل الرحمه ايستاده بودند آب را از اطراف پاى خود نوشيده و به چارپايان نيز نوشانيدند كه اين وضعيت حاجيان را به گريه شوق و اميدوارى به رحمت پروردگار واداشت.
سپس سلطان سليمان طى فرمانى دستور تعمير چشمه مكه(چشمه حنين)و چشمۀ عرفات را صادر كرد.ناظرى بنام مصلح الدين مصطفى كه در مكه زندگى مىكرد،از سوى سلطان براى نظارت بر همين چشمهها تعيين گرديد.نامبرده كوشش فراوانى كرد تا اينكه آب چشمۀ مكه جريان پيدا كند و از پايين آن به آبگير ماجن رسيد.همچنين با تعميرى كه از چشمه عرفات به عمل آورد،تمامى آبگيرهاى آن مملو از آب شد كه اين در سال 931 هجرى بود.سپس مصلح الدين،تعدادى غلام سياه خريد و خوراك آنان را از خزانۀ سلطنتى مىپرداخت،در ازاى آن،همگى را در چشمه و قناتها و نهرها به كار گرفت و