179
وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
1
از آن زمان،ديگر هيچ مشركى در آن سكونت نكرده است؛زيرا كه جايگاه بعثت و نخستين پرتو گاه نور اسلام بتواند آسوده از دسيسهها و فتنههاى آنان قرار داشته باشد و عمر در زمان خلافت خود اين جديت را به خرج داد تا توانست تمامى جزيرة العرب را از غير مسلمانان پاك كند و آنجا را دژ محكم و استوارى در مقابل فتنهها و دسيسههاى رياكاران و فتنهگران و هوسبازان قرار دهد.
عادات مكّيها
در سفرنامۀ دوست ما لبيب بك آمده است:رسم بر اين بوده كه اشراف مكه فرزندان خود را در سالهاى كودكى به باديه و به ويژه نزد اعراب قبيلۀ عدوان كه در شرق طائف و در نزديكى(قبيلۀ)سعد هستند و در آنجا پيامبر صلّى اللّه عليه و اله دوران شيرخوارگى خود را گذراند، مىفرستند.اين كودكان در آنجا با روحيۀ بدويان صحراگرد و در نهايت سادگى و در بى سوادى صرف،نشو و نما مىكنند و پس از آن كه بزرگ شدند به مكه باز مىگردند،در حالى كه زبان و لهجه قبايل را آموخته و اشعار آنان را حفظ كرده و به اخلاق و عادات آنان كه بهترين آن اسبسوارى و آزادى در بيان و گفتار و كردار است،خو مىگيرند.
طبق رسم و عادت اين منطقه،شريف همه روزه از ساعت 5 زوالى تا نزديكى عصر در دار الاماره حضور مىيابد و به مسائل روزمرۀ مراجعان رسيدگى مىكند.
و نيز طبق عادت،روزهاى جمعه در دار الإماره،والى و بزرگان دولتى و اشراف و اعيان شهر را به حضور مىپذيرد و زمانى را با آنان مىگذراند.
از عادتهاى ديگر مكيها،تنوع آنان در خورد و خوراك و توجه به لباسهاى خود است كه در لباسهاى خود از رنگهاى شاد و زيبا،به خصوص از رنگهاى سبز و قرمز و آبى و ارغوانى بيشتر استفاده مىكنند.همچنين در خانههاى خود از صنايع دستى گرانبهايى كه از سنگهاى قيمتى و زينتى تزيين گرديده استفاده مىنمايند و نيز از