173سرازير گرديد.
در سال 208 هجرى سيل عظيم ديگرى آمد آنچنان كه كعبه را دربرگرفت و تا بالاى درب كعبه و حجر الأسود رسيد.در اين سيل بيش از هزار خانه تخريب شد و نيز بيش از هزار نفر در آن جان باختند.تمامى مسجد و درۀ مكه از گل و لاى پوشانده شد،همچنين شدّت سيل،كليۀ صندوقهاى كالافروشى مردم را با خود به حركت درآورد و همه را به منطقه مسفله برد،در اين باره عبيد اللّه بن حسن نامهاى بدين عبارت به مأمون نوشت و از او كمك طلبيد:
«يا امير المؤمنين،إنّ أهل حرم اللّه تعالى و جيران بيته و ألاّف مسجده و عمرة بلاده قد استجاروا بعزّ معروفك من سيل تراكمت جرياته فى هدم البنيان، و قتل الرجال و النسوان،و اجتياح الأموال،و جرف الأثقال،حتى ما ترك طارفا و لا تالدا للراجع اليها فى مطعم و لا ملبس فقد شغلهم طلب الغذاء عن الإستراحة الى البكاء على الأمهات و الأولاد و الآباء و الأجداد،فأجرهم يا امير المؤمنين بعطفك عليهم و إحسانك اليهم تجد اللّه مكافئك عنهم،و مثيبك على الشكر منهم».
پس مأمون اموال فراوانى براى آنان گسيل داشت و سپس در پاسخ آن نامه،چنين گفت:
«أما بعد،فقد وصلت شكيتك لأهل حرم اللّه الى امير المؤمنين فبكاهم بعين رحمته،و أنجدهم بصيب نعمته و هو متبع لما أسلف اليهم بما يخلفه عليهم عاجلا و آجلا إن اذن اللّه في تثبيت نيته على عزمه».
گفته شده كه شادمانى مردم مكه از اين پاسخ بيش از دريافت كمكهاى او بود.
در سال 253 هجرى،سيل مهيب ديگرى وارد مكه شد و كعبه را دربرگرفت،در اين سيل آب به نزديكى حجر الأسود رسيد و خانههاى بسيارى را ويران نمود و تمامى مسجد از گل و لاى انباشته شد آن چنان كه براى بيرون بردن آن از گارى استفاده كردند.
در سال 349 هجرى،در هنگام نمايان شدن حاجيان،سيل آمد و تمامى آنان را به همراه خود برد و به دريا ريخت.در اين سال هيچ يك از حاجيان به مصر باز نگشتند.از