117چه خيالى است دربارۀ دو تن كه خداوند سوم آنهاست!
همچنين حاكم نيشابورى در كتاب مستدرك خود از عمر روايت كرد:
پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از خانه به سوى غار بيرون آمد و ابو بكر گاهى در پيش و گاهى در پس آن حضرت راه مىرفت،تا آن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از بودنش آگاه شد و از او سؤال نمود،او پاسخ داد:
اى رسول خدا گاهى به ياد مشركانى كه در پى شما هستند افتاده و در پى روان مىشدم، و گاهى به ياد نگهبانان آنان مىافتادم و در برابر شما راه مىرفتم،پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرمودند:اى ابا بكر آيا دوست دارى اگر پيشآمدى آيد تو را رسد نه من را؟گفت:آرى،قسم به آن كه تو را به حق فرستاد.آنگاه پس از آن كه به غار رسيدند ابو بكر گفت:يا رسول اللّه در جاى خود تأمل فرما تا من غار را وارسى كنم،و هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در بالاى غار قرار گرفت ياد آورد كه آنجا را وارسى ننموده،پس به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله عرض كرد يا رسول اللّه در جاى خود تأمل فرما،آنگاه به بازرسى پرداخت و سپس از پيامبر خواست نزول فرمايند و پيامبر وارد غار شدند و سه روز و سه شب در آن غار اقامت كردند تا آن كه مشركان از يافتن آنان مأيوس شده و آنگاه عبد بن اريقط دو شتر براى آنان آورد و از آنجا بيرون آمدند. 1
بنابراين غار ثور،همان غارى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از سرداران باطل و دشمنان حق و دسيسهگران مكار،پناه برد و خود را در آن پنهان كرد.
« وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَيْرُ الْمٰاكِرِينَ ». 2
پيامبر به همراه ابو بكر،سه شبانهروز در آن پنهان شدند تا آتش جستجو در مشركان خاموش گرديد،سپس از آنجا بيرون آمده و به سوى مدينه رهسپار گرديدند كه اين آغاز