45پيامبر به موازات ارسال پيام به سران دول، نامهاى نيز به «ابو حارثه» اسقف نجران نوشت.
* ابوحارثه پس از مشورت با صاحب نظران تصميم به اعزام هيأتى به مدينه گرفت اين هيأت گرفت اين هيأت مركب از شصت تن بود.
مذاكراتى در مدينه ميان پيامبر (ص) و هيأت انجام شد كه جوهره و عصاره آن دعوت به توحيد بود.
پيك وحى فرا رسيد فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا يدع... 1
در زمان موعود، هيأت نجرانى پيامبر را به همراه على و فاطمه و حسنين - عليهم السلام - مشاهده نمودند كه راهى محل مباهلهاند. اسقف نجران گفت:
من چهرههايى را مىبينيم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهى بخواهند تا بزرگترين كوهها را از جاى بركند، كنده خواهد شد. صلاح نيست مباهله كنيم زيرا ممكن است نابود شويم و نه تنها ما، كه ممكن است دامنۀ عذاب گسترش يابد و تمام مسيحيان جهان نابود شوند.
نتيجه: آنان از مباهله منصرف و حاضر به پرداخت جزيه در قبال حكومت اسلامى گرديدند.
* *
حجة الوداع: «حج بلاغ و حج اسلام نيز خوانند.»
پيامبر در ذيقعده سال دهم، اعلان داشتند كه عازم حجاند و اين خبر مسرور كنندهاى براى مردم بود.
در بيست و ششم همان ماه، «ابودجانه» را جانشين خود در مدينه قرار داد و با بيش از شصت قربانى عازم گرديد.
از ذوالحليفه «مسجد شجره» محرم شدند و بسوى مكه عزيمت كرده، چهارم ذيحجه وارد مكه شدند.
پيامبر در عرفات در محل مسجد نمره سخنرانى ايراد نمود حاوى موارد زير:
1 - لزوم احترام به جان و مال يكديگر 2 - توجه دادن به اداى حقوق ديگران 3 - حرمت ربا 4 - پرهيز از پيروى شيطان 5 - لزوم حفظ حقوق خانوادگى 6 - لزوم احترام به شخصيت و حق زن 7 - اخوت جامعه اسلامى 8 - ابطال سنتهاى جاهلى و بالاخره بيان ثقلين انى تارك فيكم...
حادثه تاريخى غدير:
پيامبر از حجةالوداع برمىگشتند. پيك الهى نازل ياايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك... 2
محل حادثه، منطقه جحفه. ... وصل الى غدير خم من الجحفة التى تنشعب فيها طرق المدنيين و المصريين و العراقيين.
اعلان توقف گرديد و پيامبر در اجتماع عظيم مردم خطبهاى خواندند حاوى:
1 - خبر از مرگ قريب الوقوع خويش.
2 - اقرار گرفتن از همگان بر توحيد، نبوت و معاد.
3 - تكيه روى ثقلين.
ثم اخذ بيد على حتى رؤى بياض آباطهما و عرفه القوم اجمعون فقال ايها الناس من اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم؟ قالوا اللّٰه و رسوله اعلم. قال ان اللّٰه مولاى و انا مولى المؤمنين و انا اولى بهم من انفسهم فمن كنت مولاه فعلى مولاه يقولها ثلاث مرّات. ثم قال: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله الا فليبلّغ الشاهد الضائب ثم لم يتفرقوا حتى نزل... اليوم اكملت لكم دينكم... فقال الرسول: اللّٰه اكبر على اكمال الدين و اتمام النعمة و رضى الربّ برسالتى و الولاية لعلى من بعدى.
ثم طفق القوم يهنئون اميرالمؤمنين. و ممن هنّأه فى مقدم الصحابة: الشيخان ابوبكر و عمر كل يقول: بخّ بخّ لك يا بن ابيطالب اصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة.
* *
رواة حديث غدير: از صحابه صد و ده نفر. از تابعين هشتاد و چهار نفر و از علماى قرون 360 نفر.
علامه امينى - ره - در ذيل آيه «يٰا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ...» سى سند نقل مىكند كه شأن نزول آيه را، داستان غدير و نصب حضرت على به زمامدارى مىدانند. منهم: ابوسعيد سجستانى - ابن عساكر شافعى - جلال الدين سيوطى - سليمان قندوزى حنفى. 3
حديث غدير را احمد بن حنبل به 40 سند، ابن حجر عسقلانى به 25 سند، جزرى شافعى به 80 سند، ابو سعيد سجستانى به 120 سند، ابوالعلاى همدانى به 100 سند و... ديگران نيز نقل كردهاند.