98نوشته است:
بازگشت خورشيد يكبار براى حضرت سليمان اتّفاق افتاده است.
واين داستان براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز اتّفاق افتاده است،آنگاه كه حضرت سر بر دامن على عليه السلام خوابيده بود،وقتى بيدار شد آفتاب غروب كرده بود،خورشيد پس از غروب بازگشت تا اينكه نمازش را خواند.
بار ديگر نيز بازگشت خورشيد براى على عليه السلام اتّفاق افتاده،و او در وقت مخصوص عصر نماز خويش را خواند. 1
ابو محمّد عبدالعزيز بن اخضر جنابذى از محمّد بن عمر بن يوسف ارموى چنين روايت كرده است:
يك روز پس از اداى نماز عصر در مدرسۀ تاجيّۀ بغداد،ابومنصور مظفّر بن ارشير واعظ بر بالاى منبر به سخنرانى پرداخت،كلام وى به حديث ردّالشمس رسيد،او شروع كرد به شرح اين قصّه،و به تفصيل وارد بيان مناقب وفضائل اهل بيت شد،در همان زمان ابرى سياه وانبوه آسمان را پوشاند وجلوى تابش نور خورشيد را گرفت.هوا به اندازهاى تاريك شد كه مردم انگاشتند غروب شده است.ابومنصور واعظ از جاى خويش برخاسته وهمانگونه كه بالاى منبر بود به خورشيد اشاره نموه وچند بيت شعر به اين مضمون سرود:
اى خورشيد،غروب نكن تا مديحه سرايى من براى اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تمام شود.اگر مىخواهى ثناخوان آنها باشم در جايت بمان.آيا فراموش كردهاى روزى را كه براى او توقّف كردى ؟ اگر آن