96يكى از معجزه هايى كه دلالت بر اخلاص حضرت على عليه السلام،وممتاز بودن وى در تقرّب به خدا دارد،وحكايت از راستى و درستى ادّعاى او مىنمايد؛داستان بازگشت خورشيد-آنهم در دو نوبت-براى وى مىباشد:يكبار در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه،وبار ديگر پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در سرزمين بابل. 1
مفسّر بزرگ شيعه شيخ ابوالفتوح رازى در تفسيرش پس از روايت بازگشت خورشيد براى حضرت يوشع عليه السلام چنين نوشته است:
واتّفاق است كه آفتاب براى كسى باز نيامد جز براى سليمان وصىّ داوود عليهما السلام،و براى يوشع وصىّ موسى عليهما السلام،و براى اميرالمؤمنين وصىّ سيّدالمرسلين صلى الله عليه و آله،واهل اخبار واحاديث از همه طوايف بر اين متّفقند،و در اخبار ابوبكر [ابن]مردويه حافظ واخبار ابوالعبّاس ناطقى واخبار ابواسحاق ثعلبى صاحب التفسير آمده است به اسانيد درست از طرق مختلف، واز عبداللّٰه عبّاس-رحمة اللّٰه عليهما-به چند طريق آوردهاند كه:«لم تردّالشمس إلاّ لسليمان وصيّ داوود،وليوشع وصي موسى،ولعليّ بن أبيطالب وصيّ رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله و سلم».
وكتابى تأليف كرده است ابوالحسن محمّد بن احمد بن على بن الحسن بن شاذان در اين معنى،نام آن كتاب بيان ردّالشمس على أميرالمؤمنين عليه السلام [است]،در آنجا بيارد كه اندر بارها آفتاب براى اميرالمؤمنين على عليه السلام باز آمد،امّا آنچه مشهور