90بلند شوم ونماز بخوانم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شنيدن سخنان على عليه السلام دست به دعا برداشته چنين گفت:خدايا،على در حال فرمانبردارى از پيامبرت بوده كه نمازش قضا شده است،خدايا،خورشيد رابراى او برگردان تا نماز عصرش را در وقت خودش بخواند.
ناگهان خورشيد سفيد و درخشان بالا آمد تا اينكه در موقعيّت نماز عصر رسيد وتوقّف كرد،مردم مدينه به خورشيد نگاه مىكردند، على عليه السلام از جا برخاسته نمازش را خواند،با پايان يافتن نمازِ على عليه السلام بار ديگر خورشيد غروب كرد ومردم نماز مغرب را خواندند. 1
15-محمّد بن نعمان
او يكى از ياران امام صادق عليه السلام است كه در فنّ بحث وجدَل استاد بود،وى عيار طلا را با ديدن مىگفت ونيازى به عيار سنج نداشت،از اين جهت ميان مردم معروف به شيطان طاق شده بود،ولى در ميان دوستان اهل بيت عليهم السلام به مؤمن طاق شهرت داشت،حديث زير را كه ابن عقده كوفى از وى روايت كرده دلالت بر شهرت حديث ردّالشمس در آن عصر دارد،وى به سند خويش از بشّار بن ذراع اينگونه روايت كرده است:
روزى ابوحنيفه،محمّد بن نعمان را ملاقات كرد،از او پرسيد:
حديث ردّالشمس را از چه كسى روايت كردهاى ؟ وى پاسخ داد:از غير آن كسى كه تو«يا سارية الجبل» 2را روايت كردهاى.