189زيرا مىتوانيم بگوييم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سر بر دامن على عليه السلام نهاده وخوابيد،وعلّت آن حالت مخصوص دريافت وحى بود،همانگونه كه صحيح است بيدار شدن وسر از دامن على عليه السلام برداشتن را به همان معناى پايان حالت مخصوص دريافت وحى بدانيم،به همين جهت در برخى روايتها كه در ابتداى آنها سخن از دريافت وحى است،در ادامه سخن از بيدار شدن به ميان آمده است.
امّا آنچه در برخى روايتها آمده كه حضرت على عليه السلام به سبب تقسيم غنيمتهاى جنگ خيبر نمازشان به تأخير افتاد،آن هم منافاتى به روايتهاى ديگر كه مىگويد به سبب اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سر بر دامن وى نهاده بود نمازش به تأخير افتاد،ندارد، زيرا ممكن است ابتدا تقسيم غنيمتها سبب شده بود تا نتواند در اوّل وقت نمازش را بخواند،وهمين كه براى اقامۀ نماز نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفته بود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر بر دامنش گذاشته وخوابيده بود.
وهمچنين ديگر اختلافات در جزئيّات كه همگى قابل توجيه است وتعارضى بين آنها وجود ندارد.
5-منافات داشتن قضاى نماز با مقام عصمت امام
حضرت على عليه السلام امامى است معصوم كه از هر گونه گناه بلكه خطايى مصون است،چگونه مىتوان پذيرفت كه نماز وى قضا شود ؟
در پاسخ مىگوييم:آنگونه كه در برخى روايتها آمده؛نماز حضرت به طور كامل فوت نشده بود،بلكه وقت فضيلت نماز عصر تمام شده بود وخورشيد در آستانۀ غروب بود،بنا بر اين مىشد در همان زمان اندك نماز را به صورت ادا بجا آورد،امّا با دعاى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم