187سر بر دامن على عليه السلام داشتند،و در برخى ديگر آمده كه حضرت به خواب رفته بودند.
ج:در برخى روايتها آمده كه خورشيد تا وسط آسمان بالا آمد.و در برخى ديگر آمده كه به اندازهاى بالا آمد كه نورش بر زمين و كوههاى اطراف تابيد.ومطابق برخى روايتها تا ميانۀ مسجد بالا آمد.
د:در برخى نقلها آمده كه ردّالشمس در غزوۀ خيبر-كه مكانى دور از مدينه است-اتّفاق افتاد،و در برخى روايات آمده كه خورشيد نيمى از مسجد را روشن ساخت.
واختلاف نقلهاى ديگر كه در روايتهاى مختلف آمده است.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم:اختلاف در جزئيّات وخصوصيّات يك واقعه سبب نمىشود كه اصل واقعه دروغ باشد،زيرا ما در بسيارى از وقايع تاريخى مىبينيم كه هر چه روايت بيشتر داشته باشد،اختلاف در جزئيّات آن بيشتر است،حتّى در معجزۀ عظيمى مانند شقّ القمر كه هيچ شبههاى در اصل وقوع آن وجود ندارد،در بيان جزئيّات آن اختلاف زيادى وجود دارد:در بعضى روايتها آمده كه ماه دو نيم شد وهر نيمى بر فراز كوهى قرار گرفت 1.
و در برخى ديگر آمده:نيمى از ماه پشت كوه ونيمى در سمت ديگر بود 2.
و مطابق نقلى:نيمى از ماه بالاى كوه،ونيمى پايين آن بود. 3
همچنين در واقعۀ مهمّ معراج رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم،كه در نقل جزئيّات آن اختلاف فراوانى به چشم مىخورد.
افرادى كه به نقل يك واقعه مىپردازند از نظر استعداد،وهدفى كه از نقل آن دارند مختلفند،غالب افراد سخنان ديگران را نقل به معنى