119
7-روايات مرسل
اين حديث در بسيارى از منابع به صورت مرسَل و بدون سند نقل شده است كه به نقل برخى از آنها اكتفا مىكنيم:
دانشمند بزرگ شيعه شيخ مفيد در كتاب ارزشمند ارشاد،فصل مستقلّى را به حديث ردّالشمس اختصاص داده،وفشردۀ روايات را پس از ذِكر مقدّمهاى ضمن دو حديث آورده است،پس از روايت ردّالشمس اوّل كه در جاى خود نقل كرديم،مىنويسد:داستان بازگشت دوّم خورشيد براى حضرت كه پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اتّفاق افتاده است چنين است:
زمانى كه حضرت خواست در سر زمين بابِل از فرات عبور نمايد، بسيارى از ياران سرگرم عبور دادن چهارپايان و بار و بنۀ خويش بودند،حضرت با گروهى كه اطراف وى بودند نماز عصر را خواندند، هنوز به طور كامل از فرات عبور نكرده بودند كه خورشيد غروب كرد در حالى كه عدّۀ زيادى از آنها نماز نخوانده بودند ونتوانسته بودند با حضرت نماز بخوانند،آنها خدمت حضرت رسيده وزبان به شكايت گشودند،على عليه السلام پس از شنيدن سخن آنان از خدا خواست تا خورشيد را براى آنها برگرداند تا نماز خويش را در وقت مخصوصش بخوانند،خداوند نيز دعايش را مستجاب كرد،خورشيد (بازگشت و) در وضعيّت نماز عصر قرار گرفت،نماز عصر خوانده شد،با پايان يافتن نماز،بار ديگر خورشيد غروب كرد در حالى كه از آن صدايى شبيه صداى افتادن چيزى به گوش رسيد به طورى كه مردم وحشت كردند