116عصر را خوانديم،آنگاه بار ديگر خورشيد غروب كرد. 1
ابن ابى الحديد نيز حديث را از كتاب نصر بن مزاحم نقل كرده است. 2
5-امام محمّد باقر عليه السلام
شيخ طوسى به سند خويش از حضرت امام محمّد باقر عليه السلام اينگونه روايت كرده است:
زمانى كه اميرالمؤمنين عليه السلام به نهروان مىرفت در مسير راه به سرزمين بابِل رسيد،با اينكه وقت نماز عصر فرا رسيده بود توقّف ننموده و به راه خويش ادامه دادند.هنوز از آن سرزمين خارج نشده بودند كه خورشيد غروب كرد.مردم پياده شدند وشروع كردند به نماز خواندن،تنها مالك اشتر نمازش را نخواند وگفت:تا اميرالمؤمنين نمازش را نخوانَد من هم نمىخوانم.
(پس از خارج شدن از سرزمين بابِل) حضرت على عليه السلام پياده شده وخطاب به مالك فرمود:«اى مالك،اين سرزمين شوره زار است ونماز خواندن در آن جايز نيست،هركس نمازش را در آن خوانده اعاده كند».
امام باقر عليه السلام مىفرمايد:حضرت رو به قبله نموده سه جمله بر زبانشان جارى شد،جمله هايى كه نه عربى بود ونه فارسى،با پايان يافتن آن جملهها خورشيد سفيد و درخشان بازگشت.حضرت اقامۀ نماز فرمود،با پايان يافتن نماز صدايى مانند صداى (برش چوب به