155بِاسْتِغْفٰارِكَ تٰائِباً، وَتَوَلَّنِي بِمٰا تَتَوَلّىٰ بِهِ أَهْلَ طٰاعَتِكَ، وَالزُّلْفىٰ با طلب آمرزش از تو بحال توبه و رو آور بمن همچنان كه رفتار مىنمائى با آنكه ترا اطاعت كردند و تقرّب جستند لَدَيْكَ، وَالْمَكٰانَةِ مِنْكَ، وَتَوَحَّدْنِي بِمٰا تَتَوَحَّدُ بِهِ مَنْ وَفىٰ به پيشگاه تو و داراى مقام ارجمند شدند از ناحيۀ تو و تو تنها كفالت من كن بمانند كفالت نمودنت به كسى كه وفا نمود بِعَهْدِكَ، وَأَتْعَبَ نَفْسَهُ فِي ذٰاتِكَ، وَأَجْهَدَهٰا فِي مَرْضٰاتِكَ، به عهد تو و به رنج واداشت خود را در راه تو و كوشش نمود در خوشنودى تو وَلاٰتُؤٰاخِذْنِي بِتَفْرِيطِى فِي جَنْبِكَ، وَتَعَدِّي طَوْرِي فِي حُدُودِكَ، و مرا مؤاخذه مكن بجهت كوتاهى در خدمت تو و بجهت تجاوز كردنم از حدود تو وَمُجٰاوَزَةِ أَحْكٰامِكَ، وَلاٰ تَسْتَدْرِجْنِي بِإِمْلاٰئِكَ لِي اسْتِدْرٰاجَ مَنْ وبجهتنافرمانى در احكام تو و مرا سرگرم مساز بمهلت دادنت همانطور كه سرگرم ساختى آنكه را كه مَنَعَنِي خَيْرَ مٰا عِنْدَهُ، وَلَمْ يَشْرَكْكَ فِي حُلُولِ نِعْمَتِهِ بِي، وَنَبِّهْنِي مِنْ دريغ داشت از من خير خود را و شركت نكرد با تو در دادن نعمت بمن و بيدار كن مرا رَقْدَةِ الْغٰافِلِينَ، وَسِنَةِ الْمُسْرِفِينَ، وَنَعْسَةِ الْمَخْذُولِينَ، وَخُذْ از خواب غافلان و غفلت بزهكاران و غنودگى مخذولان و برگمار بِقَلْبِي إِلىٰ مَا اسْتَعْمَلْتَ بِهِ الْقٰانِتِينَ، وَاسْتَعْبَدْتَ بِهِ الْمُتَعَبِّدِينَ، قلب مرا به آنچه واداشتى به آن پرستندگان را و بعبادت واداشتى به آن عبادتكنندگان را وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ الْمُتَهٰاوِنِينَ، وَأَعِذْنِي مِمّٰا يُبٰاعِدُنِي عَنْكَ، وَيَحُولُ و نجاتبخشيدى به آن سستكاران را و پناهده مرا ازهرچهكه دورمىكند مرا از تو و حائل ميگردد