132إِلَيْكَ ، أَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مٰا لَيْسَ لَكَ حَتّىٰ يَكُونَ هُوَ به تو است و آيا اساساً براى ما سواى تو ظهورى هست كه در تو نباشد تا آن الْمُظْهِرَلَكَ ، مَتىٰغِبْتَ حَتّىٰتَحْتٰاجَإِلىٰ دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ ، وَمَتىٰ وسيلۀ ظهور تو گردد تو كِى پنهان شدهاى تا محتاج بدليلى باشد كه به تو راهنمائى كند و چه وقت بَعُدْتَ حَتّىٰ تَكُونَ الْآثٰارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ ، عَمِيَتْ عَيْنٌ دور ماندهاى تا آثار تو ما را به تو واصل گرداند كور است آن چشمى كه لاٰ تَرٰاكَ عَلَيْهٰا رَقِيباً ، وَخَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ تو را نبيند كه مراقب او هستى و زيان كار باد سوداى آن بنده كه از محبت خويش به او حُبِّكَ نَصِيباً.إِلٰهِي أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الْآثٰارِ،فَأَرْجِعْنِي إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ بهرهاى ندادى خدايا فرمان دادى كه به آثار تو رجوع كنم پس بازم گردان بسوى خود (پس از مراجعه به آثار) به پوششى الْأَنْوٰارِ ، وَهِدٰايَةِ الاِسْتِبْصٰارِ ، حَتّىٰ أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْهٰا كَمٰا دَخَلْتُ از انوار و راهنمايى و از بينشجوئى تا بازگردم بسويت پس از ديدن آثار هم چنانكه آمدم إِلَيْكَ مِنْهٰا ، مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْهٰا ، وَمَرْفُوعَ الْهِمَّةِ بسويت از آنها كه نهادم از نظر به آنها مصون مانده و همتم را از عَنِالاِعْتِمٰادِعَلَيْهٰا، إِنَّكَعَلىٰكُلِّ شَيءٍقَدِيرٌ. إِلٰهِي هٰذٰاذُلِّي ظٰاهِرٌ اعتماد بدانها برداشته باشم كه براستى تو بر هر چيز توانائى خدايا اين خوارى من است كه پيش رويت بَيْنَ يَدَيْكَ ، وَهٰذٰا حٰالِي لاٰ يَخْفىٰ عَلَيْكَ ، مِنْكَ أَطْلُبُ الْوُصُولَ عيان و آشكار است و اين حال (تباه) من است كه بر تو پوشيده نيست از تو خواهم كه مرا به خود